حاجيان در اين سال به مكه رسيدند ، او نيز شروع به برداشتن تلهاى باقى مانده كرد تا آن كه همهء آنجا خالى شد و شروع به بنّايى و مرمّت آن كرد و آن را به وضع پيشين باز گرداند ، با اين تفاوت كه ستونهاى طرف غربى و نيز ستونهاى طرف شامى - به استثناى ستونهاى اندكى از قسمت جلوى آن - همگى از سنگ تراشخورده ساخته شد . اين ستونهاى اندك را نيز با سنگ مرمر آهنكارى شده درست كردند . اين كار در دههء آخر ماه شعبان سال 804 صورت گرفت . مردم از سرعت انجام كار شگفت زده شدند ؛ زيرا هركس وضع آن را پيش از بازسازى ديده بود ، گمان مىبرد كه مطابق معمول ، بازسازى آن سالها به طول مىانجامد و خداى را بر نعمتهاى بيكرانش شكر كه ( در اين مدت كم ) انجام شد و تنها بناى سقف قسمت غربى آن باقى ماند . علّت كامل نشدن نيز كافى نبودن چوب ساج براى سقف آن بود كه اگر چوب به اندازهء كافى در دسترس بود ، در موسم سال 804 همهء بنا به طور كامل و به قدرت خداوند متعال به پايان مىرسيد .
در ماه محرّم سال 807 امير بَيْسق مجدّداً براى انجام بناى سقف و از بين بردن تَرَكهاى مسجدالحرام به مكه آمد كه اين كارها نيز به قدرت الهى ، در مدت بسيار اندكى انجام شد ؛ چرا كه امير بيسق با همّتى عالى از لحظه وصول ، در پى فراهم كردن چوبها ( ى ساج ) و عمل آوردن آنها براى سقف و سپس سوار كردن آنها در جاى خود ، برآمد . چوبى كه در سقف به كار رفت ، چوب عرعر نام دارد و از طائف به مكه آورده شده است . امير بيسق در همين سال جاهاى آسيب ديده ، تَرَك خورده و نيازمند مرمّت در مسجدالحرام و سقف آن را مرمت و بازسازى كرد .
پس از آن و در سال 815 چند نقطه از مسجدالحرام مرمّت شد ؛ از جمله دو طاق قوسى ، يكى از ستونهاى رديف اول از رواق يمانى در برابر مدرسهء بنگالى « 1 » و نيز بخشهاى بسيارى در مسجدالحرام كه زير نظر استاد ما جمالالدين محمدبن عبداللَّهبن
هامش
( 1 ) - مدرسهاى كه سلطان بنگال در هند ، احمد خان بن ميرخان بن ظفرخان در سال 810 ه . ساخت ( نك : « انباءالغمر » ، ج 2 ، ص 388 ) .