همچنين از سالى كه عثمان اقدام بدين كار كرد - كه سال 26 هجرى بود - ذكرى به ميان نياورده است . اين دو تاريخ را ( كه ياد كرديم ) ابنجرير و ابناثير در تاريخ توسعهء مسجدالحرام آوردهاند . « 1 » ازرقى يادآور شده است كه عبداللَّه بن زبير مسجد را از جانب شرقى ؛ يعنى قسمت بالاى آن ، در طرف ركن شامى و نيز از جانب ( ركن ) يمانى توسعه داد و در جانب شرقى ، نصف خانهء ازرقى ( جدّ ازرقى نويسندهء اخبار مكه ) را به بهاى چندين ده هزار دينار خريدارى كرد . پس از آن ابوجعفر منصور دوّمين خليفهء عباسى ، مسجدالحرام را از طرف ركن شامى و نيز از جانب غربى توسعه داد و آن را به حدّى كه امروزه هست ، رساند و در طرف غربى نيز به باب بنى جُمَح رسيد كه گمان مىكنم اضافهء معروف به باب ابراهيم روبهروى آن قرار دارد . او در توسعهء خود ، از هر دو طرف تنها يك رواق ايجاد كرد و اين كار در محرم سال 137 آغاز شد و در ذىحجه 140 به پايان رسيد .
منصور عباسى در توسعهء خود ، وسعت مسجدالحرام را به دو برابر رسانيد . پس از آن ، مهدىبن ابوجعفر منصور از سمت بالا و طرف ركن يمانى و از همان جايى كه پدرش در طرف غرب رسيده بود ، مسجدالحرام را توسعه داد و به همان جايى رساند كه امروزه وجود دارد . البته به استثناى دو افزودهاى كه بعد از آن رخ داد و به آنها خواهيم پرداخت .
توسعهء او در دو نوبت صورت گرفت : نوبت اول در سال 161 بود كه طى آن به آنچه پدرش افزوده بود ، رواقهايى افزود و نوبت دوم در سال 167 بود كه در حج دوم خود در سال 164 دستور آن را داده بود و اين بنا در زمان پسرش موسى الهادى تكميل شد ؛ زيرا مرگ ناگهانى گريبان المهدى را گرفت .
از چيزهايى كه پس از مرگ وى ساختند ، قسمتى از سمت يمانى و بخشى از سمت غربى ، از ستونهاى سنگى طرف يمانى تا جايى است كه منصور در سمت غربى رسانده بود .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 251 و ابناثير ، ج 3 ، ص 87