اين بود مضمون گفتهء مسبّحى . به حكم تركى « 1 » يكى از كارگزاران خلافت در بغداد براى بازگرداندن حجرالأسود مبلغ پنجاه هزار دينار به قرمطىها پيشنهاد كرد ، ولى آنها نپذيرفتند و گفتند : ما آن را با فرمان برداشتهايم و جز به فرمان ، باز نمىگردانيم و گفته شده كه المطيع عباسى آن را به سى هزار دينار از قرمطىها خريد ، سخن قاضى عزالدينبن جماعه در اين كه المطيع عباسى آن را به اين مبلغ از ابوطاهر و قرمطى خريدارى كرد ، صريح است ، ولى جاى تأمل دارد ؛ زيرا ابوطاهر - بنا به گفتهء ابناثير و ديگران « 2 » - پيش از خلافت المطيع عباسى در سال 332 وفات يافت .
پردهداران كعبه و حجرالاسود
مسبّحى يادآور شده است كه در سال 340 پردهداران ، حجرالأسود را كه « سنبر » نصب كرده بود ، از بيمى كه بر آن داشتند ، درآوردند و داخل كعبه نهادند و خوش داشتند كه قابى از نقره براى آن بسازند كه آن را همچنان كه پيش از آن ابنزبير كرده بود ، بدان ببندند و اين كار را دو نفر خبره انجام دادند و آن را محكم بستند . مسبّحى از محمدبن قانع خزاعى نقل كرده : نقرهاى كه در طوق حجرالأسود و جاهاى ديگر به كار رفته ، به ميزان سه هزار و نود و هفت و نيم درهم نقره است . و اين افزون بر زيور آلات حجرالأسود است ؛ زيرا داودبن عيسىبن فُلَيْتهء حسنى امير مكه ، بنا به گفتهء ابوشامه در ذيل « الروضتين » « 3 » پيش از عزل خود در سال 585 طوق حجرالأسود را با خود برد . ديگران نيز اين مطلب را ذكر كردهاند . در اين مورد كه آيا حجرالأسود پس از بازگرداندن قرامطه تا به امروز از جاى خود كنده و برداشته شده است ، خبر مسلّمى به دست نياوردم ، جز اينكه يكى از فقهاى مصرى به من خبر داد : حجرالأسود در سال 781 به منظور تزيين ، كه از
هامش
( 1 ) - متوفاى سال 329 ه . ( الوافى بالوفيات ، ج 1 ، صص 77 و 78 ) .
( 2 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 8 ، ص 415 ؛ البداية و النهايه ، ج 11 ، صص 208 و 209 ؛ تكملة تاريخ الطبرى ، ص 139 ؛ شذرات الذهب ، ج 2 ، ص 331
( 3 ) - حوادث مربوط به اين سال از كتاب ابوشامه به دستمان نرسيده و در بخش گمشدهء آن است .