سوى « امير سودون پاشا » صورت گرفت ، از جاى خود برداشته شد . ولى در برخورد با برخى از مردم مكه ، منكر اين خبر شدهاند ، در حالى كه فقيه مصرى مدعى است حجرالأسودِ كنده شده را به چشم خود ديده است . پيش از من نيز چند تن از فقاى مكّه ، اين خبر را شنيده بودند كه برخى از ايشان ، به اطلاعم رساندند . من از گويندهء آن پرسيدم و او نيز برايم خبر داد . اين خبردهى در موسم حج سال 814 و زمانى بود كه فقيه نورالدين المنوفى قاضى ، همراهِ گروه مصرى وارد مكه گرديد . او دستاندركار فقه است و برخى كتابهاى مختصر را از حفظ دارد .
آنچه از سوى ملحدان - بعد از قرامطه - بر سرِ حجرالأسود آمد
ابوعبداللَّه محمدبن علىبن عبدالرحمان علوى مىگويد : در سال 413 ، دو روز بعد از عيد قربان ، مردى برخاست و قصد حجرالأسود كرد . او سه بار با گرز بر آن كوبيد كه سطح حجرالأسود را خدشهدار ساخت و تكههايى از آن ، چون ناخن ، فرو ريخت و بريده بريده شد و دانه دانههايى چون خشخاش گندمگون مايل به زرد از آن بيرون زد .
حجرالأسود دو روز به همان شكل بود . پس از آن بنى شيبه تكههاى افتاده را جمع كردند و با مشك و رنگ قرمز درآميختند و بريدگى را نيز با همان معجون ، اندود كردند .
« ابناثير » اين واقعه را در شمار حوادث سال 414 ذكر كرده است . « 1 »
ويژگىهاى حجرالأسود و فاصلهء آن تا زمين
مسبّحى گويد : ابوالحسن محمد نافع خزاعى به همراه ديگران ، براى ديدن حجرالأسود پس از بازگرداندن آن به وسيلهء قرمطىها ، وارد كعبه شد و در حَجَر دقت كرد و متوجه شد كه در قسمت بالاى آن سياهى است و جاهاى ديگرش سفيد است . وى مىافزايد : اندازهء طول آن به اندازهء استخوان بازو يا به اندازهء يك بازوى انگشتان بسته
هامش
( 1 ) - الكامل في التاريخ ، ج 9 ، صص 332 و 333