بود و سياهى طرف روبهروى آن به جاهاى ديگر سرايت نكرده بود . البته آنچه علوى دربارهء ويژگى و خصوصيت حجرالأسود گفته است ، با اين مطلب مخالفت دارد .
ابنعبد ربّه در « عقد الفريد » دربارهء ويژگى حجرالأسود مطلبى سازگار با آنچه خزاعى بيان كرده ، آورده ، ولى دربارهء طول آن نظر مخالف دارد ؛ زيرا چنين مىنويسد : و نيز از يكى از مردم مكه حديثى منسوب به استادش نقل شده كه او پس از آنكه ابنزبير كعبه را ويران كرد و بنايش را افزايش داد ، به حجرالأسود نگاه كرد و طول آن را سه ذرع ، تخمين زد و حجرالأسود ، آنچنان كه مىگويند ، جز طرف روبهروى آن ، سفيدى روشنى دارد . سياهى آن نيز همانگونه است كه گفتهاند و خدا مىداند ، گويا بر اثر دست زدن مردمان در زمان جاهليت ، لكههاى خون بر آن نشسته است . « 1 » ازرقى يادآور شده كه فاصلهء ميان حجرالأسود تا زمين ، دو ذرع و دو سوم است .
ابنجماعه نيز بنا به اطلاعى كه دايىام داده ، يادآور شده كه ارتفاع حجرالأسود از زمين محل طواف ، دو ذرع و يك چهارم و يك ششم ذرع [ 512 2 ] با ذرع پارچه به كار رفته در مصر آن زمان است .
نشانها و شگفتىهاى حجرالأسود
حجرالأسود داراى شگفتىها و آيات روشنى است ؛ از جمله حفاظت از سوى خداوند متعال در برابر تباهى ، از هنگام فرود آمدن به زمين ، به رغم حوادثى چون توفان ، به خاكسپارى و . . . كه مىتوانست به تباهى و ويرانى آن بيانجامد . ابنجماعه يادآور شده است كه حجرالأسود چندين بار برداشته شده ، ولى خداوند متعال آن را به همانجا ، بازگردانده است . وى همچنين مىگويد : جرهمىها ، ايادىها ، عمالقه و قرامطه اين كار را كردند ، كه البته من در اين مورد چيزى درباره عمالقه نديدهام .
از جمله اينكه گفته مىشود مقدار چهل شتر به هنگام حمل آن از سوى قرمطىها ،
هامش
( 1 ) - العقد الفريد ، ج 6 ، ص 258