بنابراين در مرتبه بعدى قرار گرفته است .
اگر از برابرىِ حالت عبادت كنندگان سخن گفتيم ، از اين نظر است كه حالت عبادت كنندگان با يكديگر تفاوت پيدا مىكند و چه بسا طواف كننده بىتوجه و غافل ، ولى نمازگزار و نظر كننده ( به كعبه ) خاشع و با حالتى كه گويى خدا را مىبيند يا همچون كسى استكه مىداند خدا او را مىبيند ، به اين عمل مىپردازد ، البته كه در اينجا عمل با خشوع و خضوع برترى دارد ؛ زيرا خشوع وى باعث مىشود همهء اندامها بدان كار بپردازند .
در آيه :
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا . . .
نيز خداوند متعال چنين كسى را منظور كرده است .
از حضرت صلى الله عليه و آله دربارهء احسان پرسيدند ، فرمود : « به گونهاى خداى را عبادت كنى كه گويا او را مىبينى و اگر هم او را نبينى ( مطمئن باشى كه ) او تو را مىبيند » .
بسيارى از علما نيز در توجيه تقسيم رحمتهاى الهى ميان طواف كنندگان و نماز گزاران و نظركنندگان به كعبه ، برآنند كه يكصد و بيست رحمت الهى به شش بخش تقسيم شده است : يك بخش براى نظركنندگان و دو بخش براى نمازگزاران ؛ زيرا نمازگزار معمولًا بينندهء ( كعبه ) نيز هست . به طواف كننده نيز ، از آنجا كه داراى هرسه حالت است ، سه بخش از رحمت تعلق مىگيرد ؛ يعنى يك بخش براى نظر كردن به كعبه و يك بخش براى طواف .
البته قائلان چنين توجيهى ، هيچ فضيلتى براى طواف نسبت به نماز نگفتهاند و تنها فراوانى رحمتهاى الهى را كه شامل نماز مىشود ، بيان مىكنند و به همين دليل آنچه ما پيش از آن ذكر كرديم ، اولى است و در آنچه در اينجا گفته شده ، جاى تأمل است ؛ چرا كه طواف كننده و نيز نمازگزار نابينا ، به اندازهء طواف كننده و نمازگزار بينا ، از رحمت الهى برخوردار مىشوند و نگاه نكردن در نماز يا طواف ، - حتى اگر عمدى باشد - چيزى از رحمتهاى الهى - كه در اين حديث آمد - نمىكاهد .
پس اين امر دليل بر آن است كه مراد از نماز ، غير از آن دو ركعتِ پس از طواف است . چه ، فراوانى مربوط به همين نماز واجب يا مستحبى پس از طواف است . جاى