درون آن پرسيدند ، گفت : اين كار بسيار نيكو است .
و نيز در تاريخ ازرقى از سالمبن عبداللَّهبن عمربن خطاب ، كه گفته مىشود يكى از هفت نفر فقيه مدينه است و نيز از صدقةبن يسّار از اين روايات آمده است . اخبارى نيز وارد شده كه برخى علما در عدم استحباب ورود به كعبه به آنها استدلال كردهاند و محبّ طبرى همراه با پاسخى كه به آنها داده ، در كتاب « القرى » آورده است ، كه متن آن را در اصل اين كتاب نقل كردهايم و در اينجا به بخشى از آن اشاره مىكنيم :
از كسى كه محبّ طبرى خبرش داده بود ، آگاهى يافتم كه گفت : در باب ورود به كعبه - كه بيست و هشتمين باب از كتاب « القرى » است - در استدلال آنهايى كه قائل به عدم استحباب ورود به كعبه هستند ، آمده است : از عايشه نقل است كه گفت :
رسولخدا صلى الله عليه و آله از نزد من بيرون شد و بسيار شاد و خرسند و شاداب بود ، پس از آن برگشت در حالى كه اندوهگين بود ، علّت را پرسيدم ، فرمود : من وارد كعبه شدم ولى اى كاش چنين نمىكردم ، ترسم از اين است كه امّتم را پس از خود به دردِ سر انداخته باشم .
احمدبن حنبل و ترمذى « 1 » و ابوداود « 2 » آن را آورده و ترمذى آن را صحيح دانسته است .
كسانى كه ورود به كعبه را مكروه دانستهاند به اين حديث استدلال مىكنند ، حال آن كه چنين دلالتى در آن وجود ندارد . مىتوان گفت كه ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله به كعبه ، خود دليل استحباب است و اين كه آرزو كردهاند كهاى كاش وارد آن نمىشدند ، به خاطر رنج و مشقت آن و شفقتى است كه بر امّتش داشت و بديهى است كه اين احتمال ، حكم استحباب ورود به كعبه را منتفى نمىسازد .
محبّطبرى مىافزايد : و ازعبداللَّهبن ابىاوفى نقلاستكه گفت : رسولاللَّه صلى الله عليه و آله عمره گزارد و به طواف كعبه پرداخت و در پشت مقام ( ابراهيم عليه السلام ) به نماز ايستاد ، در حالى كه اطرافش را مردمان گرفته و مانع از ديده شدن ايشان بودند . مردى به او گفت : آيا رسولخدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شد ؟ پاسخ داد : نه . حديث را آن دو آوردهاند و بخارى براى اين
هامش
( 1 ) - رقم 873 فى الحجّ باب « ماجاء في دخول الكعبه » .
( 2 ) - رقم 2029 في المناسك ، باب « دخول الكعبه » .