معتقدند علت وارد نشدن پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه ، وجود بتها و تصاويرى است كه مشركان اجازه نمىدادند آنها را بردارد يا جابهجا كند ، ولى هنگامىكه خداوند متعال مكه را براى آن حضرت فتح كرد ، وارد كعبه شد و در آن نماز گزارد و پيش از ورود نيز تصاوير را از ميان برد .
بايد بگويم : اين سخن مستلزم آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه نيز تا هنگام خارج كردن تصاوير و موارد ديگرى كه بايد بيرون آورده مىشدند ، وارد كعبه نشده باشد . در مسند ابىداود و سجستانى نيز از حديث ابنعباس مطلبى دالّ بر همين نكته ، وارد شده است .
روايتى نيز داريم كه متعلق به ابن ابىداود طيالسى و مخالف با حديث پيش گفته است . او در مسند خود مىگويد : از ابن ابىذئب ، از عبدالرحمانبن مهران ، از عُمَير ، خدمتكار ابنعباس ، از اسامة بن زيد نقل شده كه مىگفت : همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شدم ، آن حضرت تصاويرى را ديد و دستور داد : دلو آبى بياوريد و در حالى كه تصاوير را با آب مىزدود ، مىفرمود : خداوند بكشد قومى را كه آنچه را نمىآفرينند ، به تصوير مىكشند ! رجال اين حديث جملگى قابل استناد هستند . از اين حديث بر مىآيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام فتح مكه وارد كعبه شده و در آن زمان تصاوير همچنان وجود داشتهاند و پس از ورود ، اقدام به از بين بردن آنها كرده است . روايتى كه در تاريخ ازرقى به نقل از عبدالعزيزبن « 1 » ابىرواد آمده و در آن گفته شده كه پس از ورود به كعبه ، فضلبن عباس را به دنبال آب فرستاد تا تصاوير در كعبه را پاكسازى كند ، « 2 » دليل بر همين امر است .
گفتهء ابناسحاق در سيرهء خود ، در واقعهء فتح ( مكه ) نيز دليل ديگرى است . او مىگويد : وقتى پيامبر طواف خود را به پايان رساند ، عثمانبن طلحه را خواست و
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است ولى در صفحه 286 همين كتاب ، پيش از اين به جاى عبدالعزيز ، عبدالمجيد آوردهاست .
( 2 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 165