عبدالملك ، از عطا و او از اسامةبنزيد نقل كرده كه گفت : همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شدم . آن حضرت صلى الله عليه و آله نشست و حمد و ثناى الهى و تكبير و تهليل گفت و . . . ( دنبالهء حديث پيشتر به طور كامل بيان شد . )
و در مورد ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله در حجةالوداع روايتى در سنن « ابىداود » و « ابنماجه » و « جامع ترمذى » و « مستدركِ » حاكم ، به روايت اسماعيلبن عبدالملكبن ابىصغير از ابنابىمليكه ، از عايشه آمده كه در بخش قبلى آن را ذكر كرديم و به ضعف موجود در آن هم اشاره شد .
و اما در مورد ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در « عمرة قضا » ، محبّ طبرى در « القرى » به نقل از عروةبن زبير و سعيدبن مسيب حديثى حكايت از اين مسأله آورده است . او در « بابالعمره » - كه باب سى و هفتم است - در بخشى با عنوان « در اخبار مربوط عمره حديبيّه و عمرهء قضا » مىگويد : هشام از پدرش نقل كرده كه گفت : خراشبن اميه در مروه ، سرِ پيامبر صلى الله عليه و آله را تراشيد ، سپس ( آن حضرت صلى الله عليه و آله ) وارد كعبه شد . و از سعيدبن مسيّب نقل است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پس از انجام مناسك حج ، وارد كعبه شد و تا هنگام اذان ظهر - كه بلال بر فراز كعبه ادا كرد - در آنجا ماند . رسول خدا صلى الله عليه و آله سه روز در مكه باقى ماند و ظهر روز چهارم سهيلبن عمروبن حُوَيطببن عبدالعّى نزد ايشان آمد . حضرت در ميان انصار نشسته و با سعدبن عباده مشغول گفتگو بود . سعدبنعُباده به حضرت صلى الله عليه و آله گفت : اى محمد ، مهلت تو به پايان رسيد ، برخيز و از نزد ما برو . فرمود : چه مىشود اگر مرا به حال خود گذاريد كه از شما عروس برگزيدم ( حضرت در راه خود با ميمونهء هلاليه ازدواج كرده بود ) و برايتان غذا درست كردهام .
محبّ طبرى از درخواست سُهيل از پيامبر صلى الله عليه و آله براى بيرون رفتن و نيز عزيمتِ پيامبر صلى الله عليه و آله به « سرف » و ازدواج وى با ميمونه سخن گفته ، ولى اشارهاى نكرده كه اين خبر و خبر قبلى را چه كسى آورده است . در اين دو خبر وارد شدن پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه آمده است . گفتنىاست خبرسعيدبن مسيب بهدليل دربرداشتن مسائل مربوط به « عمرةالقضا » ، از آن يك گوياتر است ؛ يعنى ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله با ميمونه و درخواست سهيلبن عمرو از
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: محمد مقدس
ص٢٨٩