پيامبر صلى الله عليه و آله براى بيرون شدن از مكه و پاسخ آن حضرت به وى ، بنا بر آنچه در خبر آمده ، از آن يك ، گوياتر است .
البته در صحّت و درستىِ خبر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه و اذان بلال به هنگام ظهر در كعبه ، كاملًا مُطمئن نيستم ، اما بر فرض صحّت ، با آنچه در صحيحين آمده ، منافاتى ندارد .
در صحيحين آمده است : از اسماعيلبن ابىخالد نقل شده كه گفت : به عبداللَّهبن ابىاوفى گفتم : آيا پيامبر صلى الله عليه و آله در عمرهاى كه به جاآورد ، وارد كعبه شد ؟ گفت : خير . مراد از اين عمره ، بنابه گفتهء علما و آن چنانكه نووى در شرح مسلم و جاهاى ديگر از ايشان نقل كرده ، « عمرة القضاء » است .
علت وارد نشدن پيامبر صلى الله عليه و آله بهكعبه دراين عمره خواهدآمد و كسى از علما را نديدهام كه قائل به ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در عمرةالقضاء باشد ، آن چنانكه در اين دو خبر آمده است كه ما آنها را به دليل عجيب و شگفت بودن ، نقل كرديم . اما ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه و حَجّةالوداع به كعبه ، نظرِ ابىحاتمبن حِبّان است ؛ زيرا او به اين ترتيب ، اختلاف ميان حديث بلال و اسامه در مورد نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را حل كرده و متن سخن او به نظر من بيشتر حاكى از آن است كه هر دو خبر را حمل بر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله در زمانهاى مغايرى بداند كه يكى در روز فتح مكه بوده و در آن نماز خوانده و ديگرى در حجةالوداع بود و در آن نماز نخوانده است .
و اما در مورد نخستين بار كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از هجرت وارد كعبه گرديد ، بايد گفت كه در روز فتح مكه بوده ؛ زيرا - بنابه حديث ابن ابىاوفى كه پيش از اين ، از صحيحين نقل شد - در عمرةالقضاء ، وارد كعبه نشده است و اين خبر با آن دو خبرى كه حكايت از ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در عمرةالقضاء دارند ، منافاتى ندارد ؛ زيرا اگر خبرهاى صحيحى بودند ، احاديث وارده در صحيحين با آنها تطبيق داده مىشد ، حال آن كه در صحّت آنها ، ترديد وجود دارد .
نووى دربارهء وارد نشدن پيامبر به كعبه در عمرةالقضاء سخن از ديگرى نقل كرده كه خالى از اشكال هم نيست . وى به هنگام بيان حديث ابن ابىاوفى مىگويد : علما
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: محمد مقدس
ص٢٩٠