است كه بردهء بنىجُمَح ( يعنى بلال ) در كنار بنيّهء ابىطلحه به عرعر كردن بپردازد ! « 1 » اين ابوطلحه همان عبداللَّه بن عبدالعزّى بن عثمانبن عبدالداربن نصربن كلاب ، حاجب كعبه است كه ابن ابىالعاص ، كعبه را به نام وى اضافه كرده است .
از ديگر نامهاى كعبه « الدُوّار » است كه ياقوت در مختصر معجمالبلدان خود « 2 » آورده و يادآور شده است : ابنقطّان هر دو شكل كلمه را كه خود ضبط كرده است به ضمّ دال و به فتح دال نقل نموده و گفته است : دُوّار درختى در يمامه است كه آن را به هر دو شكل ضبط كردهاند . اين نام را استاد ما قاضى مجدالدين شيرازى در كتاب خود « الوصل و المُنى في فضل مِنى » ذكر كرده است .
از ديگر نامهاى خانهء خدا « مسجدالحرام » است ؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد :
فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
كه مراد از آن به اتفاق ، كعبه است و نام مسجدالحرام بر غير از كعبه نيز وارد شده كه در باب پنجم توضيح داديم .
ويرانى كعبه به دست حبشيان در آخرالزمان
در مسند احمدبن حنبل « 3 » ونيز در « معجمالكبير » طبرانى ، به نقل ازعبداللَّهبن عمروبن عاص از پيامبر صلى الله عليه و آله روايتى نقل شده كه فرمود : كعبه را « ذوالسويقتين » ؛ از حبشيان ، ويران مىكند و زيور آن را به يغما مىبرد و پوشش آن را برمىدارد و توگويى كه مىبينم آن بىموى طاس ، با بيل و كلنگ مشغول خراب كردن آن است .
در تاريخ ازرقى نيز به نقل از عبداللَّه بن عمرو روايت شده است كه مىگفت : مانند اين است كه مىبينم مردك كچل و بىمويى به جان كعبه افتاده ، آن را با بيل خود ويران مىكند . نيز در تاريخ ازرقى روايت شده كه آن حضرت در ادامه فرمود : به خدايى كه جانم در اختيار اوست ، مشخصات كسى را كه ( كعبه را ويران مىكند ) مى بينم كه مردك
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 275
( 2 ) - المشترك وضعاً و المفترق صقعا ، ص 183
( 3 ) - مسند ، ج 2 ، ص 220