قربان ، كعبه طبق معمول ، پوشانده شد . در سال 820 و 821 ، اين كار در سوم ذىحجه صورت گرفت و در سال 825 ، پوشش كعبه در روز عيد قربان نصب شد .
اين شرح را با مسألهاى فقهى كه به پوشش كعبه مربوط مىشود ، به پايان مىبريم .
علما در مورد جايز بودن فروش پردهء كعبه اختلاف دارند . از عايشه و ابنعباس و گروهى از فقهاى شافعى و ديگران ، جايز بودن اين كار را نقل كردهاند و ابنقاضى و ابنعبدان از شافعىها ، اين كار را منع كردهاند .
حافظ ابن صلاحالدين خليل بن كَيكَلْدى علايى شافعى « 1 » در قواعد خود يادآور شده است كه او اكنون ترديدى در جايز بودن اين كار ندارد ؛ زيرا امام ، آبادىِ مشخّصى را وقف كرده تا محصول و سود آن براى پوشش كعبه مصرف شود ؛ وقفى كه صورت گرفته ، پس از متداول شدن اين عادت ( فروش پوشش كعبه ) و آگاهى از آن بوده و كلمهء « واقف » نيز بر آن اطلاق مىگردد . و مىگويد : اين روشن است و با آنچه نقل كرديم تعارضى ندارد .
حاكمان مكه ، همه ساله از دربانان كعبه پرده در كعبه و بخش بزرگى از پوشش آن و يا مبلغ شش هزار درهم كامل به عنوان معادل آنها دريافت مىكردند و عنانبن مغامسبن رميثةبن ابىنمىّ - وقتى در اواخر سال 788 عهدهدار امارت مكه شد - اين كار را آغاز كرد و ديگران هم در ادامه چنين كردند . افزون بر اين ، حسن بن عجلان در دوران ولايت خود بر مكه ، چنين رسم كرد كه پردهء درِ كعبه و پوشش مقام ابراهيم عليه السلام را از دربانان و پردهداران مىگرفت و به شاهان و سلاطين تقديم مىكرد .
معطر كردن كعبه
در تاريخ ازرقى ، روايتى از عايشه آمده كه مىگويد : خانهء كعبه را خوشبو سازيد كه اين كار عين تطهير آن است . همچنين در همان كتاب از وى روايت شده كه گفت : زيرا بوى خوش كعبه نزد من بهتر از پيشكش كردن سيم و زر به آن است . در همانجا از
هامش
( 1 ) - براى شرح حال او نك : الدرر الكامنه ، ج 2 ، ص 92 - 90 ، شمارهء 1666