خلاصه اين كه چيزى از آراستههاى كعبه چه براى نياز و چه به قصد تبرّك ، جايز نيست ؛ زيرا وقتى براى كعبه در نظر گرفته شده ، حالت وقف دارد و تغيير حالت و وضع آنها ، جايز نمىباشد . اين اشاره از محبّ طبرى در « القرى » است كه مىگويد : اين حكم ، باعث تعظيم اسلام و ايجاد ترس در دشمنان مىگردد .
پوشش كعبه
كعبهء معظمه در دوران جاهليت و پس از اسلام پوششهاى گوناگون داشته است ؛ از جمله پارچههاى ستبر ، پارچههاى معافرى ، « 1 » پارچه نرم و نازك ، پارچه قرمز راه راه يمنى ، و بُرد يمانى بوده كه بنا به گفتهء ابناسحاق ، « 2 » براى نخستين بار تبعّ حميرى كعبه را بدان پوشاند . ابنجُرَيج نيز يادآور شده كه او كعبه را با برد يَمانى پوشش داد و او نخستين كسىاست كه كعبه را به طور كامل ، پوشاند .
سهيلى مىنويسد : كعبه را با پارچهاى از موى ستبر و نيز پوست پوشش داد . و بنا بهگفتهء امّ زيدبن ثابت انصارى ، از ديگر پوششهاى كعبه ، خز سبز و زرد و نوعى فرش و نوعى پوشاك عربى و پارچههاى كركى بوده است . و بنا به گفتهء عمربن حكم سلمى ، از پارچهء قرمز راه راه يمنى و پارچه كركى و پشتىهاى عراقى بودهاست . ونيز گاه پارچههاى لطيف يمنى بوده كه ابو ربيعهء مخزومى كعبه را بدان پوشاند و قريش نيز وقتى كعبه را - بنابه خبر ابونجيح بازسازى كردند - آن را با همين پارچههاى لطيف يمنى ، پوشش دادند و به روايت ديگرى آنها از پارچه قرمز راهراه يمنى استفاده كردند .
از ديگر پوششهاى كعبه ، پارچههاى پشمى ( كه روى شتر مىانداختند ) بوده كه بنا به نوشتهء ازرقى ، در جاهليت از اين پوشش براى كعبه استفاده مىكردند . اما پوشش آن در
هامش
( 1 ) - اشاره به نام شهرى است كه در آن پارچه بافته مىشد .
( 2 ) - ابنهشام ازابناسحاق نقلكردهكه تبّع حِمْيرى نخستين كسىاستكه خانهء كعبه را پوشش داد و واليانجُرهُمى وى را بدينكار واداشتند . او دستور دادكه آنراتطهيركنند و هماوبراىكعبه ، در و كليد ( قفل ) قرارداد . ( نك : ج 1 ، ص 27 ، چاپجماليه ) .