همچنين قنديلهاى طلا و نقره كه عمربن علىبن رسول ، حاكم يمن در سال 632 به كعبه ، هديه كرد . و ديگر ، قفل و كليدى است كه ملك ظاهر بيبرس « 1 » سلطان مصر هديه كرد كه قفل پيش گفته را بر آن سوار كردند . ديگر ، حلقهء طلاى مرصّع به لؤلؤ و لعل است كه هر كدام يك هزار مثقال وزن دارد و در هر حلقه ، شش مرواريد گرانبها و در ميان آنها شش لعل گرانبها وجود دارد كه على شاه ؛ وزير سلطان ابوسعيد خرابنده به وسيله حاجى مولاواخ در سال 718 به كعبه آورد و هنگامى كه مىخواست آنها را بياويزد ، اميرالحاج مصرى در اين سال ، مانع شد و گفت : اين كار تنها با اجازهء سلطان ؛ يعنى حاكم مصر كه در آن زمان ناصر محمدبن قلاوون بود ، امكانپذير است . حاجى مولا واخ گفت : وزير على شاه نذر كرده بود كه وقتى بر خواجه رشيدالدوله چيره شد و او را كشت ، اين دو حلقه را بر درِ كعبه بياويزد .
گفته مىشود پس از آن ، اجازه يافت كه به فاصلهء كوتاهى آنها را آويزان كند . اندكى بعد « رميثةبن ابى نمى » از آلقتاده آنها را برداشت .
از ديگر آويزها - بنا به خبرى كه يكى از فقهاى مكه به من داده - چهار قنديل بزرگ است كه هريك ، آن گونه كه گفتهاند به وزن و اندازهء يك سبوى دستهدار مكه است كه دوتاى آنها از طلا و دوتاى ديگر از نقرهاند و سلطان شيخ اوَيس ، حاكم بغداد آنها را در يكى از سالهاى هفتصد و هفتاد ( دهه هفتاد ) هديه كرده است . او گفت كه اين قنديلها ، مدت كوتاهى آويزان شدند و بعد آنها را برداشتند و عَجْلانبن رميثه ، امير مكه ، آنها را ( براى خود ) برداشت . پس از آن مردم قنديلهاى بسيارى به كعبه هديه كردند و آنچه اكنون در كعبه آويزان است ، شانزده قنديل است كه سه تاى آنها نقره و يكى طلا و يك بلور و دو تا مس و بقيه - كه نُه قنديل باشد - از آبگينهء حلبى ( متعلق به شهر حلب ) ساخته شدهاند . آنچه او ذكر نكرده و ما گفتيم نيز تنها همان شانزده عدد قنديل است .
از حلقههاى طلا و نقرهاى كه در ستونها و ديوارها بوده ، با وجود واليانِ پياپى مكه و نيز با آمدن ديگرانى كه ازرقى در تاريخ خود نام برده يا بعد از وى آمدهاند ، چيزى باقى
هامش
( 1 ) - وى از سال 658 تا سال مرگ خود در سال 676 سلطنت كرد . ( شذرات الذهب ، ج 5 ، ص 350 )