نمانده است . از آن جمله ، اتفاقى است كه براى ابوالفتوح حسنبن جعفر علوى « 1 » - همان كسىكه از اطاعت حاكم بامراللَّه سر باز زد و ادعاى امامت كرد و لقب « راشد » گرفت - پيش آمد و از زيورها و اشياى گرانبهاى كعبه برداشت و براى خود درهم و دينار ( سكه نقره و طلا ) ضرب كرد و اين سكهها را « فتحيه » مىگويند .
پس از آن نيز محرابهايى را كه حاكم عمّان هديه كرده بود ، براى خود برداشت .
همچنين برخى از تحفههاى مكه به وسيلهء محمدبن جعفر معروف به ابن ابىهاشم حسينى « 2 » به يغما رفت كه در سال 462 قنديلهاى مكه و پردههاى آن و نيز ورقهاى ( طلا و نقره ) درها را - به اين دليل كه از سوى مستنصر عُبَيدى « 3 » حاكم مصر مقدرى ساليانه به وى نرسيده بود و او گرفتار قحط سالى و اوضاع نابسامان مصر بود - براى خود برداشت .
ازرقى دربارهء مجازات كسانىكه جرأت برداشتن اموال كعبه را به خود مى دادند و نيز در هشدار نسبت به اين كار ، اخبارى نقل كرده است كه يكى از آنها موردى است كه از جدّ خود احمدبن محمد ازرقى به نقل از عبداللَّه بن زراره نقل كرده و مىگويد : اموال متعلق به كعبه را « ابرق » مىگفتند كه اگر با مالى درمىآميخت ، آن را نابود مىكرد و هركس به آن دست مىزد ، از اموال وى كاسته مىشد و كمترين بلايى كه بر صاحب آن مىآمد ، سختى جان دادن ( به هنگام مرگ ) بود . از جمله اين كه جوانى از پردهداران به بستر مرگ افتاد و جان كندن وى دشوار شد و چند روزى به درازا كشيد . پدرش به او گفت : نكند از « ابرق » - يعنى از اموال كعبه - چيزى برداشته باشى ؟ پاسخ داد : آرى ، چهارصد دينار . و چون قبول كرد كه چهار صد دينار به كعبه بدهكار است ، دشوارى مرگ از او دور شد و بلا فاصله جان سپرد . « 4 »
هامش
( 1 ) - وى امير مكه بود و دو بار اين سمت رابر عهده گرفت . نخستين بار در سالهاى 401 - 384 و ديگر بار در سالهاى - 3 - 4 - 420 ه . نك : الكامل فى التاريخ ، ج 9 ، صص 332 - 331 ؛ وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 5 - 174 ؛ عِقدالثمين ، ج 4 ، ص 69 ) .
( 2 ) - وى در سال 461 تا 487 ه . ولايت مكه را بر عهده داشت ( اتعاظ الحنفاء ، ج 2 ، ص 269 ) .
( 3 ) - خلافت مصر را از سال 427 تا 487 ه بر عهده داشت ( اتعاظ الحنفاء ، ج 2 ، ص 184 و 185 ) .
( 4 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 247