من نمىدانم كه بناى شاذروان چه هنگام آغاز شد . اين بنا نه يك بار بلكه بارها انجام شده است ؛ از جمله در سال پانصد و چهل و دو ، كه نمىدانم در اين سال كدام قسمتهاى آن ساخته شد . بار ديگر - بنا به آنچه ابنخليل در « منسك » خود بيان كرده - در سال ششصد و سى و شش صورت گرفت و هم او مىنويسد : در اين سال شاذروان تا به حجرالأسود رسانده شد . ديگر بار ، آخر دههء شصت ( قرن هفتم ) يا در اوايل دههء هفتاد ( قرن هفتم ) بوده است ؛ زيرا قاضى بدرالدينبن جماعه يادآور شده كه او در سال ششصد و پنجاه و شش ديده است كه ( شاذروان ) به صورت سكويى بود كه برخى عوام به گرد آن طواف مىكردند و در سال ( ششصد و ) شصت و يك ديده است كه روى آن چيزى به صورتى كه امروزه ديده مىشود ، بنا كرده بودند تا نشود به دور آن طواف كرد . اين مطالب را دايىام از قول پسر قاضى عزالدين و او از قول پدرش برايم باز گفت .
قاضى عزالدينبن جماعه - باز بنا به گفته دايىام - يادآور شده كه ارتفاع شاذروان از زمين طواف در سمت درِ كعبه ، يك ربع و يك هفتم ذرع و عرض آن در اين سمت ، نيم ذرع و ربع ( سه چهارم ذرع ) است .
ازرقى يادآور شده كه ارتفاع شاذروان شانزده انگشت و عرض آن يك ذرع است « 1 » و همانگونه كه ازرقى خاطر نشان مىكند ، عرض آن در جاهايى كمتر از اين مقدار است . محبّ طبرى عالم حجاز در زمان خود نيز بنا به گفتهء ازرقى فتوا داد كه اندازهء قبلى آن بايد باز گردانده ( و باز سازى ) شود و در اين باره تأليفى كوتاه دارد كه آن را « استقصاء البيان في مسألة الشاذروان » نام نهاده است .
زيورهاى كعبهء معظمه
گويند نخستين كسىكه در جاهليت كعبه را آراست ، عبدالمطلب جدّ پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه اين كار را با دو آهوى طلايى - كه به هنگام حفر چاه زمزم يافت - انجام داد . اين مطلب را ازرقى گفته است . البته وى دربارهء اولين كسىكه در اسلام آن را آراست ، سخن
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 309