سروجى از حنفىها نقل كرده ، جزو كعبه نيست . گروهى از علماى محقق نيز بنا به گفتهء قاضى عزالدينبن جماعه همين نظر را پذيرفتهاند .
به نظر مىرسد شايسته است كه از طواف شاذروان احتراز گردد ؛ زيرا اگر چنان كه گفته شد ، شاذروان در شمار كعبه باشد كه احتراز از آن واجب است و اگر در شمار كعبه نباشد كه احتراز از آن اشكالى ندارد ؛ گرفتن جانب احتياط ، همواره مطلوب است كه البته در اينجا ، احتمال ( لزوم احتراز ) قوى است . واللَّه اعلم .
برخى مردم مخالف آنند كه شاذروان جزو كعبه است ( زيرا برآنند كه ) ابنزبير - همانگونه كه در خبر بناى كعبه آمد - كعبه را بر اساس شالودهء حضرت ابراهيم عليه السلام ساخت و اين مخالفت دو حالت بيشتر ندارد : يا اينكه بايد مدعى شوند كه ابنزبير بنا را بر پايهء ديوارهاى كعبه و پس ازرسيدن به سطح زمين ، كامل كرد ويابايد ادّعا كنند كه اگر از عرض پايههاى آن پس ازرسيدن به سطح زمين ، كم شده باشد در واقع بر پايههاى آن ساخته نشده است . براى حالت اوّل دليلى در دست نيست ؛ زيرا آنچه در ويژگى بناى كعبه به وسيلهء ابنزبير گفته شده ، به اين معنا نيست كه بناى كعبه بر اساس همهء ديوارهايى كه از اساس آن به سطح زمين رسيدهاند ، و يا بر پايهء كم كردن از عرض آن ديوارها ، تمام شده باشدكه البته فرض دوم بيشتر احتمال دارد ؛ زيرا عادت بر آن بوده كه از ضخامت ديوار پس از رسيدن به سطح زمين ، مىكاستند و اگر مصلحت بنا چنين ايجاب مىكرده ، مىتوان فرض كرد در زمانىكه به وسيلهء ابنزبير ساخته شد ، شاذروان جزو كعبه بودهاست .
آرى ، در جريان بناى كعبه به وسيلهء ابنزبير ، دليل روشنى وجود دارد كه ثابت مىكند او آنچه را كه قريش از مساحت كعبه خارج كرده بودند ، وارد آن كرد و در واقع بدان باز گرداند و بنابراين ، بناى آن ( به وسيلهء ابنزبير ) ، بر اساس بناى حضرت ابراهيم عليه السلام و نه قريش بوده است . حالت دوم نيز مسلّم نيست ؛ زيرا اگر از ضخامت ديوار كاسته شود ، بدان معنا نخواهد بود كه ديگر بر آن پايهء قبلى بنا نشده است و در اين ترديدى نيست و انكارش نيز لجاجت بيهوده است . واللَّه اعلم .
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: محمد مقدس
ص٢١٦