ذرع آهنى ، مقدار يك هشتم ذرع يا كمى بيش از آن ، - ترديد از من است - افزونتر است . آخرين بار كه اين ناودان سرب اندود شد ، سال هفتصد و هشتاد و يك بود .
اما در مورد درها بايد گفت كه يك در را جمالالدين محمدبن علىبن ابىمنصور وزير معروف به « جواد » در سال پانصد و پنجاه درست كرد كه در سال پانصد و پنجاه و يك ، نصب شد و بنا به گفتهء ابنجبير « 1 » به نام خليفه نيز مزيّن شد كه در بارهء تزيين آن نيز توضيح داده است .
سخن ابناثير حكايت از آن دارد كه خليفه المقتفى نيز در اين سال براى كعبه درى ساخت . وى در اخبار مربوط به سال پانصد و پنجاه و دو مىگويد : در اين سال خليفه مقتفى لإمر اللَّه درِ كعبه را از جا كَند و به جاى آن درِ نقرهاندودى قرار داد و از درِ اوّلى براى خود تابوتى ساخت كه جسدش پس از مرگ در آن گذارده شود . « 2 » آنچه كه ابناثير در انتساب اين در به مقتفى گفته ، با سخن ابنجبير كه آن را به جواد نسبت مىدهد ، تضادى ندارد ؛ زيرا جواد آن را به دستور مقتفى ساخت و نام خليفه را به آن نوشت .
ما از اين جهت به اين نكته اشاره كرديم كه گمان نرود آنها هر كدام جداگانه براى كعبه درى ساختند ؛ زيرا بعيد است كه هر يك به دليلى ؛ يعنى تابوت كردن درِ قبلى براى خود در يك تاريخ براى كعبه در ساخته باشند ؛ گفتهاندكه جواد از درى كه پيش از او بود ، براى خود تابوتى ساخت و جسدش را ( پس از مرگ ) در آن گذاشتند و به مدينه آوردند ، بديهى است اين كار بايد با موافقت مقتفى صورت مىگرفت كه به يقين او ( مقتفى ) نيز مايل بوده كه از آن در براى خود تابوتى درست كند . به همين دليل است كه اين كار بنا به نوشتهء ابناثير ، به مقتفى نسبت داده شده است . واللَّه اعلم .
درِ ديگر ، درى است كه ملك مظفّر ، والى يمن ساخت روى آن صفحاتى از نقره به وزن شصت رطل ، اندود كرد كه به خاندان شيبه تعلّق گرفت . ديگر ، درى است كه ملك
هامش
( 1 ) - رحلة ابنجبير ، ص 102
( 2 ) - « الكامل في التاريخ » ، ج 11 ، ص 228