گويد : ابوعلى الحسنبن مكرم ، از عبداللَّهبن بكر نقل كرده كه مىگويد : پدرم بكربن حبيب گفته است : هنگامىكه ساكن مكه بودم ، يكى از ستونهاى كعبه ، عيب پيدا كرد . آن را در آوردند و ستون ديگرى در نظر گرفتند تا به جاى آن قرار دهند . جابه جايى به درازا كشيد و شب شد و مىدانيم كعبه را شبها باز نمىكنند . بنابراين به صورت مايل ، ستون جديد را رها كردند تا فردا باز گردند و راستش كنند ؛ وقتى فرداى آن روز آمدند ، ديدند كه خود به شكل عمود قرار گرفته و پا برجا شده است .
ازرقى چيزى از اين مطلب ياد نكرده و از غير از فاكهى نيز اين مطلب را نديدهام .
اين مطلبى بسيار شگفت انگيز است . خدا خود داند . اگر اين گفته صحت داشته باشد ، بايد آن را از كرامات كعبه به حساب آورد كه خداوند بدان عنايت دارد .
در مورد ناودانها ، بايد گفت كه يك ناودان را « شيخ ابوالقاسم رامشت » ، صاحب كاروانسراى معروف در مكه ( كاروانسراى رامشت ) تهيّه ديد كه پس از مرگش خدمتكار او « مثقال » همراه با تابوت وى در سال پانصد و سى و هفت ، آن را آورد و كار گذاشت .
ناودان ديگرى را مقتفى ، خليفهء عباسى « 1 » در سال پانصد و چهل و يك ، يا چندى بعد به جاى ناودان رامشت ، كار گذاشت . و نيز ناودانى كه ناصر خليفهء عباسى « 2 » كار گذاشت كه هم اكنون نيز در كعبه وجود دارد و نام وى روى آن نوشته شده است ؛ آن ناودان قطعه چوبى است كه داخل آن را - جايى كه آب در آن روان مىشود - سرباندود كردهاند و ظاهر آن به گونهاى است كه گمان مىرود با نقره پوشاندهاند .
محلّ جريان آب آن نيز در دههء دوم ماه رمضان سال هشتصد و چهارده ، و پس از كندن لوحى كه آب از روى آن جريان مىيافت ، تعمير شد و لوح مزبور را دوباره به جاى خود گذاشتند . طول اين ناودان با احتساب قسمتى كه در ديوار كعبه قرار دارد ، از چهار
هامش
( 1 ) - ابوعبداللَّه حسين المقتفى لأمراللَّهبن المستظهركه در سال 540 ه . با خلافت وى بيعت شد و تا سالمرگ ؛ يعنى 555 ه . به عنوان خليفه باقى ماند .
( 2 ) - ابوالعباس احمد ناصرلديناللَّهبن مستضىء ، كه در سال 575 با خلافت وى بيعت شد و تا 622 كه وفاتيافت ، خليفه بود .