كه فرمود : « خداوندا ! مرا از عزيزترين سرزمينم بيرون كردى ، پس مرا در عزيزترين سرزمين خود ساكن گردان » ، بايد چنين تفسير شود كه منظور پيامبر صلى الله عليه و آله دوست داشتنىترين يا عزيزترين سرزمين نزد خدا ، پس از مكه بوده است . دليل اين تفسير نيز حديث پيش گفتهء نسائى و ابنحبّان در فضيلت مكه ؛ يعنى همان حديث عبداللَّهبن عدىّ بن حمراء است كه ثابت مىكند مكه دوست داشتنىترين سرزمين براى خداست ؛ هر چند كه اين حديث ، خود متضمن دلالتى در اين باره نيست ؛ زيرا جملهء : « مرا در دوستداشتنىترين سرزمين خود ساكن گردان » به گونهاى آمده است كه عرفاً مراد از آن را ( دوست داشتنىترين سرزمين ) پس از مكه ، مىگرداند . چون انسان وقتى از جايى بيرون مىرود ، ديگر از خدا نمىخواهد كه به همانجا باز گردد . وقتى حضرت صلى الله عليه و آله مىگويد : مرا ( از . . . ) بيرون كردى ، پس ( در . . . ) ساكنم گردان ؛ دليل بر آن است كه مراد جايى جز آنجايى است كه بيرون شده است ، بدين ترتيب در اين حديث سخنى از مكه به ميان نيامده است .
حديث ديگر ( كه در برترى مدينه نسبت به مكه بدان استناد مىكنند ) ، حديث رافع بن خديج است كه بنا بر آنچه در معجم طبرانى آمده ، مىگويد : گواهى مىدهم كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : مدينه از مكه برتر است . ابنعبدالبرّ دربارهء اين حديث مىگويد : ضعيف است و قابل استدلال نيست و نيز گفته شده كه اين حديث ، ساختگى است و ذهبى در « فضلالبلدان » آن را آورده و دربارهاش گفته است : حديث بيهوده و نامربوطى است .
اين دو حديث ، مشهورترين حديثهايى هستند كه در فضيلت مدينه نسبت به مكه ، بدانها استناد مىشود . از جمله كسانى كه قائل به آن هستند ، مالكبن انس و اصحاب او - غير از آنهايى كه ذكر كرديم - مىباشند و قاضى عياض اين مطلب را از عمربن خطاب و برخى صحابه و بيشتر اهل مدينه ، نقل كرده است .
ترديدى نيست كه مكه و مدينه ، از سرزمينهاى ديگر برتر و از فضيلت بيشترى برخوردار است و به گفتهء قاضى عياض ، همگان بر اين امر متفق القولند ، همچنانكه
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: محمد مقدس
ص١٥٥