ابوالقاسمبن البشرى از ابوطاهر المخلص و او از يحيىبن محمد ، از احمدبن محمدبن سنان از مؤمَّلبن اسماعيل از حماد بن سلمه ، از كاتب به نقل از عبداللَّه بن رباح انصارى مىگويد : همراه با گروهى كه ابوهريره در ميانشان بود ، خارج شدم . ابوهريره در حديثى يادآور شد كه وقتى به مكه وارد شديم ، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در صفا قرار گرفته بود ، انصار نزد آن حضرت آمدند و گرد او نشستند . آن حضرت چشمان خود را گرداگرد مكه دوخت و به آن نگاه كرد و فرمود : « به خدا سوگند دانستهام كه تو از همه جاى ديگر نزد خدا عزيزتر و گرامىترى و اگر قوم من بيرونم نكرده بودند ، از آن بيرون نمىشدم » .
همچنين از المخلص به نقل از يحيىبن محمد از احمدبن سنان در رمله ، به نقل از مؤمّل بن اسماعيل از حمادبن سلمه از ثابت از عبداللَّه بن رباح انصارى از ابوهريره از پيامبر صلى الله عليه و آله همان سخنان روايت شده است . ابنصاعد دربارهء اين روايت مىگويد : اين دو خبر را تنها مؤملبن اسماعيل نقل كرده است . اسناد اين حديث ، جاى تأمل دارد ؛ زيرا مؤمّلبن اسماعيل كه به تنهايى ناقل حديث است بنا بر گفته ابوحاتم ، « 1 » فرد پرخطايى است ، ولى ما به دليل شگفت بودن آن را نقل كرديم .
امّا در مورد حديث ابنعباس آن را دو فرد مورد اعتماد مصرى ؛ يعنى مفتى ابواحمد ابراهيمبن محمد لخمى و محمدبن حسنبن على قرشى به من خبر دادهاند كه حافظ ابوالفتح يعمرى شفاهاً به آنها گفته كه بر ابوحفص عمربن عبدالمنعم قواس « 2 » از غوطهء دمشق خواندم كه ابوالقاسم عبدالصمدبن محمد انصارى به نقل از ابوالحسين بن مسلم گفت كه از حسين بن محمد بن احمد بن طلاب « 3 » نقل كرده كه ابنجُمَيْع از ابراهيمبن معاويه از عبداللَّهبن سليمان از نصربن عاصم از وليد ، از طلحه از عطاءبن عباس نقل كرده كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آرى به خدا سوگند كه من از سرزمين تو ( مكه ) بيرون
هامش
( 1 ) - « الجرح والتعديل » ، ج 8 ، ص 374 ، شمارهء 1709
( 2 ) - شرح حال وى را ذهبى در « العِبَر » ، ج 5 ، ص 388 ، آورده است .
( 3 ) - ابونصر قرشى است در صيدا ( ساحل شام ) در سال 389 ه . ق متولد شده و در سال 470 ه . ق . در دمشقوفات يافته است ( تاريخ شهر دمشق ، ابنعساكر ) ( نسخه خطى تيمورى ) .