نقل از ابوهريره آن را روايت كرده و حديث زهرى نزد من صحيحتر است .
در « معجمالكبير طبرانى » حديثى از محمدبن عبداللَّهبن مسلم زهرى برادرزادهء زهرى از عموى خود محمدبن مسلم زهرى از محمدبن جبيراز عبداللَّه بن عدّى روايت كرده كه به قول ابوالفضل احمدبن علىبن حجر عسقلانى برادرزادهء زهرى اين كار را غير متعارف دانسته است و آنچه ترمذى ذكر كرده و گفته كه « محمدبن عمرو » آن را به نقل از ابوسلمه از ابوهريره نقل كرده ، من اين گونه نديدم ، بلكه آنچه ديدم به نقل از او و از ابىسلمه و از پيامبر صلى الله عليه و آله به طور مرسل ( بدون سند ) بود و در بخش دوّم از حديث علىبن حجر سعدى به نقل از اسماعيلبن جعفر ، از محمدبن عمرويه و نيز در تاريخ ازرقى به نقل از جدّ خود ، از سعيد بن سالم قدّاح از عثمانبن ساج ، از محمدبن عمرويه و يا محمد بن عمرو در روايتى كه ترمذى از وى نقل كرده ، همان سلسله اسناد خود را كه در حديث تكرارى ديگرى جز آنچه كه از ابوسلمه ، از ابوهريره نقل شده بود ، روايت كرده است .
در روايت مرسلِ محمدبن عمرو كه در تاريخ ازرقى آمده ، چنين مىگويد : پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله آن سخنان را در عامالفتح ( سال فتح مكه ) در « حجون » بر زبان آورد . « 1 » كه بر فرض اثبات حديث ، بيان اين روايات از يك سو و روايتى كه مىگويد پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخنان را در « حزوره » بر زبان رانده است ، تضادى وجود ندارد ؛ زيرا مىتوان هر دو روايت را با هم جمع كرد . بدين معنا كه در سال فتح مكه آن سخنان را در حجون و نيز در حزوره در هنگام خروج از مكه در عمره بر زبان رانده است ؛ زيرا آن زمان قصد اقامت در مكه و سكونت به اتفاق همسرش ميمونه بنت حارث هلاليه را داشت كه قريش مانع از اين كار شدند . برخى رجال حديثى كه نقل كرديم بر اين گمان هستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن سخنان را در زمانى كه سوار بر مركب خود در حزوره بود ، بر زبان جارى كرد ، درحالىكه پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى به مدينه هجرت كرد ، در چنين حالتى قرار نداشت ؛ زيرا اخبار مربوط به هجرت آن حضرت صلى الله عليه و آله حكايت از آن دارند كه ايشان مخفيانه از مكه بيرون شدند و اگر
هامش
( 1 ) - نك : اخبار مكه ، ج 2 ، ص 156