مسلمانان با يكديگر به لرزه درمىآيد . تفرقههاى مذهبى نيز اين همبستگى را متزلزل مىسازد . من بهطور قطع مىگويم كه حركت خاورشناسان در اساس درپى كاشت بذر تفرقههاى بيشتر ميان ما بوده و اينك داستان لويى ماسينيون اين خاورشناس پرآوازه را برايت باز مىگويم . او را زمانى كه بازديدى ناگهانى از دارالتقريب از ابتداى تأسيس آن داشت و در پى پرس و جو از رسالت آن بود ، شناختم . بهدنبال آن در محفلى با حضور دكتر حسنين هيكل ، با وى ملاقات كردم ؛ او شروع به سخن در اين باره كرد - براين گمان كه سخنانش مرا خشنود مىسازد - كه پژوهشهاى تازهاى دربارهء فاطمه زهرا [ سلام الله عليها ] دارد و مقايسهاى ميان او و حضرت مريم بهعمل آورده و به دنبال حق وى در وراثت از پيامبر [ صلى الله عليه و آله ] بوده است . ولى وقتى با انكار صداقت وى در طرفدارى از فاطمه و حق او در ارث از پيامبر اين پرسش را از او كردم : آقا اين چه نوع طرفدارى شديد از فاطمه است ؟ موضوع را بهخودمان واگذاريد و در سرزمين پاك مسلمانان خار و خس و خاشاك نكاريد و شما كه يك فرانسوى هستيد بهتر آناست كه از كشور متبوع خود بخواهيد دست از ضربه زدن به مسلمانان الجزاير بردارد ( فرانسه در آنزمان در جنگ تمام عيارى با الجزاير بهسر مىبرد ) ، همهء حاضران شوكه شدند .
برخى خاورشناسان بهدنبال بازماندههاى تعصبها مىگردند تا از ديوارهاى متزلزل آن با اسنادى از پژوهشهاى خود ، حمايت بهعمل آورند . اينان از اين فراخوان ما ناخرسندند ، زيرا همبستگى مسلمانان را بهدنبال دارد و همبستگى [ خلقها ] نيز به معناى مرگ استعمار است . با دعاى اينكه خدا تأييدم كند ، هتل را ترك گفتم . بىترديد ، صفاى صاحبان دعوت را در او مىتوان ديد ؛ و بى هيچ رياكارى حمّيتى نسبت به آزادى مسلمانان در خود دارد و در سينه به شدت بازى استعمارى : تفرقه بينداز و حكومت كن را نفى مىكند .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٤٨