است كه به هدف چندپاره كردن وحدت جهان اسلام و ايجاد درگيرىهاى توجيه ناپذير حقيقى ميان مسلمانان ، صورت مىگيرد .
اين اقدام امام قمى كه چهل سال پيش آنرا آغاز كرد داستانى دارد . او به قاهره آمد ؛ زيرا دژ اسلام به گفتهء وى ، شهر الازهر شريف است و هر فراخوانى كه از قاهره آغاز نشود نمىتواند با موفقيت قرين گردد . وى مىگويد : به قاهره آمدم ؛ در حالى كه كسى را در آنجا نمىشناختم و طبيعى بود كه برخىها تصور كنند هدف من تبديل سنىهاى مصرى به شيعه است . ولى با گذشت سالها ، هدف حقيقى من روشن شد و آن اينكه مسلمانان با يكديگر آشنا شوند و بر گرد اصول اساسى كه همگان در آن اتفاق نظر دارند و هيچ مسلمانى جز به آنها مسلمان بهشمار نمىرود ، گردهم آيند .
موفقيت فراخوان تقريب مذاهب اسلامى به جايى رسيد كه بزرگترين شخصيتهاى دينى در مصر از جمله : مرحوم مغفور امام بزرگ شيخ محمود شلتوت ( شيخ سابق الازهر ) به آن پيوست كه دربارهء فراخوان تقريب مذاهب مىنويسد :
« در فضاى حاكم در آغاز اين فراخوان سرشار از تهمتها و كينهها و پر از افتراها و عوامل گسست و بدگمانى هر گروه نسبت به گروه ديگر بود . بهگونهاى كه شكل گيرى جماعة التقريب با اعضايى از مذاهب مختلف و چهارگانه سنى و دو مذهب شيعه امامى و زيدى خود پيروزى چشمگيرى بهشمار مىرفت كه كينهتوزان را كاملًا برآشفت . اين فراخوان نه از سوى يك گروه بلكه از طرف متعصبان و متحجّران هر دو گروه مورد حمله شديد قرار گرفت . تنگنظران با اين ايده به مبارزه برخاستند ، همچنانكه ديگران با اعتراض ويژه و منفىاى كه داشتند - و در ميان هر مردمى از اين دسته افراد يافت مىشود - با آن از در مخالفت و جنگ درآمدند ؛ اينان و آنان كه قلمهاى خود را در اختيار سياستهاى تفرقه آميز قرار مىدهند و با دلايل مستقيم و غيرمستقيم در برابر هر حركت اصلاحى مىايستند و با هر كارى كه مسلمانان را متحد و همبسته سازد مخالفت مىكنند . »
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٥٠