تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
آنگاه شيخ شلتوت سخن خود دربارهء فراخوان تقريب را اين‌گونه به پايان مىرساند : « خداى را سپاس مىگوييم كه اين ايده ، به نقطه عطفى در تاريخ انديشهء اصلاحى اسلامى در گذشته و حال تبديل شد و اينك مسلمانان مىتوانند افتخار كنند كه آنها پيش از ديگران در انديشه و عمل به تقريب مذاهب خويش و نزديك شدن به يكديگر و وحدت كلمه ، اقدام كردند . » امام قمى نيز مىگويد : اينك چهل سال از آن تاريخ گذشته و در اين مدت هرگز حتى براى يك بار هم كوشش نكرديم تا يك نفر سنى را به شيعه يا برعكس ، تبديل كنيم . اين تنها زمان بود كه حقيقت فراخوانى را كه با اين پرسش آغاز شد : آيا به مصلحت مسلمانان است كه با هم اختلاف داشته باشند ؟ روشن ساخت . فراخوان تقريب به دولت‌ها يا مقامات و گروه‌هاى رسمى تكيه ندارد و تنها به كوشش‌هاى مردمى در مصر و ايران ، پشت‌گرم است . ما با همكارى وزارت اوقاف مصر كتابى دربارهء فقه شيعهء اماميه - كه با فقه اهل سنت هماهنگ است - منتشر ساختيم و برنامهء كنونى ما تهيه كتابى از فقه اسلامى براساس مذاهب اهل سنت و دو مذهب شيعهء امامى و زيدى است تا همگان در تمامى كشورهاى اسلامى بدانند كه ميان اين مذاهب اختلاف‌هاى اساسى وجود ندارد ، پس اين‌همه جفاكارى براى چيست ؟ و چه كسى از آن بهره‌بردارى مىكند ؟ امام قمى همچنين مىگويد : كوشش ما در اين سال بيشتر متوجه فرقه‌هاى باطنيه در برخى كشورهاى اطراف است كه انديشه‌هاى شگفت و مسموم و خطرناكى را به كشورهاى اسلامى صادر مىكنند ؛ اين گروه‌هاى باطنى كه عقايد خود را پنهان مىسازند و به گونه‌اى نزديكتر به فعاليت‌هاى مخفيانه عمل مىكنند ، با حقيقت اسلامى كه دينى جهانى براى همه بشريت شمرده مىشود و بايد همهء حقايق آن گسترده و شناخته شده و متضمن اسرارى نباشد ، در تعارض قرار دارند . آنچه اينك و به گفتهء امام قمى بايد از سوى هر كدام از فرقه‌هاى اسلامى در جهان انجام شود ، عيان ساختن همهء انديشه‌ها و تعاليم و باورهاى خويش است .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 351 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي