مبتنى بر دو وجودى است كه در مورد اصول عقيده اختلافى با هم ندارند .
مصر چگونه از فراخوان شما استقبال كرد ؟
الازهر با دلى سرشار از محبت از آن استقبال كرد و پادشاه گذشته با نگرانى به آن نگاه كرد و انقلاب در همهء مراحل خود به آن خوشامد گفت . من جمال عبدالناصر را از نزديك و انورالسادات را با محبت و علماى دين مصرى را با ويژگى برادرى اسلامى شناختم .
در سال 1937 انديشهام را با شيخ المراغى در ميان گذاردم ؛ او از آن استقبال كرد و مرا با شمارى از علماى دينى مصر از جمله : شيخ عبدالمجيد سليم - كه در آنزمان مفتى مصر بود - و شيخ مصطفى عبدالرزاق - كه وزير اوقاف بود - و شمار ديگرى از علماى برجستهء آنزمان آشنا ساخت . آنها جملگى از اين ايده استقبال كردند و بر آن بودند كه اين فراخوان نياز به مقدماتى دارد . تا سال آغاز جنگ جهانى دوم [ 1939 ] ، در مصر ماندم و سپس با پايان يافتن جنگ [ 1945 م ] به مصر بازگشتم و در سال 1947 م براى اين فراخوان مركزى با عنوان دارالتقريب بين المذاهب الاسلامية را تأسيس كردم كه شمارى از علماى مذاهب معروف چهارگانه نزد اهل سنت و دو مذهب شيعه امامى و شيعهء زيدى را در برمىگرفت . با كوشش مشترك ، مقرر شد تا فقه اهل سنت در دانشگاه تهران و فقه مقايسهاى در الازهر تدريس شود . وزارت اوقاف مصر مرجعى براى فقه شيعه را بهچاپ رساند و شيخ الازهر يعنى شيخ محمود شلتوت فتوايى در جواز تعبّد برمذهب شيعه اماميه صادر كرد كه خود بهعنوان يك حادثهء تاريخى اسلامى در راستاى از ميان برداشتن بسيارى از اختلافها و پيروزى مهر و محبت بر تعصب ، بهشمار مىرود .
آيا در اين راه با مانعى هم روبهرو شديد ؟
آرى ولى خداوند آنها را از سر راه برمىداشت .
[ و نقل كرد كه ] : در سال 1947 م آغاخان كه در قاهره حضور داشت ، فراخوان را شنيد . ما دوبار در جهت كوشش براى پيوستن به اين جماعت ، با هم ديدار داشتيم . به
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٤٦