كه در مورد ركعتها يا سجدهها و اركان نماز هم اختلافى ندارند . روزهء آنها نيز يكى است ؛ با رؤيت ماه آغاز و با رؤيت ماه بعد پايان مىيابد ، حجّ خانه خدا نيز بر همهء آنها واجب است و پايههاى استنباط احكام شرعى نيز نزد همهء آنان يكى است ؛ كتاب خدا و سنت رسول خدا .
اگر هم در اين ميان اختلافهايى باشد ، اختلافهاى اجتهادى است كه در گسترههايى است كه حق اجتهاد و اظهار نظر مطرح است از جمله : جَهر به بسم الله الرحمن الرحيم يا اخفاى آن [ در نمازها ] .
آنچه باعث تمايز ميان اهل سنت و شيعه شده ميزان عشق به اهل بيت است كه من ديدهام مردم اهل سنّت مصر نيز شيفتهء اهل بيت هستند و ايمان آوردهام كه مسلمانان سنّى نيز جملگى نسبت به اهل بيت ، هوادارى و علاقه دارند .
انكار نمىكنم كه در تاريخ ، برخى از افراطيون و برخى متعصبان بودهاند و اكنون نيز اقليتى وجود دارند كه در مورد على [ عليه السلام ] چيزهايى مىگويند كه دربارهء خداوند متعال نمىگويند ، ولى شيعه خود ، حكم به نجاست اين افراطيون و غُلات مىدهند .
صريح بگويم : اساس اختلاف بين اهل سنت و شيعه ، ولايت و خلافت است . شيعه بر آناست كه على و فرزندانش حق ولايت دارند و در اين سخن بر وقايع زندگى پيامبر و سخنان وى - كه برخى از آنها در كتابها به ثبت رسيده است - استناد مىجويند .
اين براى دفاع نيست ، بلكه براى بيان حقيقت تنها اختلاف موجود كنونى ميان آنهاست . اينك نه خلافت پا برجا مانده و نه امام منتظر [ عج ] ، ظهور كرده است . تنها اختلاف ميان ايشان همچنانكه مىبينيم ، هيچ اثر عملى در بر ندارد . آنچه مىماند مسئلهء عواطف و احساسات نسبت به اهل بيت و اختلاف در ارزيابى برخى مسلمانان اوليه است . بنابراين ، فراخوان ما فراخوانى واقعگراست : بدان فرانمىخوانيم كه سنى از سنى بودن خود كوتاه آيد يا شيعه از شيعه بودنش . اينها دومكتب در اسلامند و تقريب
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٤٥