تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
او گفتم : ما با دلهاى باز و آغوش گشاده عمل مىكنيم و شرط كردم كه مراجع مربوط به جماعت خود يعنى فرقه اسماعيلى آغاخانيه را ارائه دهد تا شركت كنندگان در دارالتقريب بتوانند پيش از تصميم‌گيرى براى پيوستن يا نپيوستن اين فرقه ، آگاهانه عمل كنند . آغاخان عذر آورد و گفت : با همين عيب ما را بپذيريد ! نپذيرفتيم . خبر دو ديدار ما از طريق ساعيان به گوش ملك فاروق رسيد ، تو گويى يك ارتباط سياسى بود . انگليسىها آن‌روزها كه در مصر قدرت و نفوذى داشتند - با طرز فكر و عقل و منطق استعمارى خود در اين انديشه بودند كه حكومت مصر را به آغاخان بسپارند ، ولى سپس نظرشان بر ملك فؤاد قرار گرفت ؛ از اينجا بود كه ساعيان و خبرچينان شروع به هراساندن ملك فاروق كردند ! به توفيق الهى ، فاروق از شيخ مصطفى عبدالرزاق - كه در آن هنگام شيخ الازهر بود - دربارهء حقيقت تماس‌ها و ديدار آغاخان با من پرسيد . شيخ نيز همين حقيقت را برايش بازگفت و اين طوفان به سلامتى از سرگذشت ! در زمان بحرانى شدن روابط قاهره و تهران در ايام انقلاب - بيش از ده سال - به سفرهاى عادى خود به قاهره - بى هيچ محدوديتى - و در چارچوب استقبال كامل ادامه دادم . و در ادامه گفت : صراحت و رك‌گويى فضاى بسيار خوبى را فراهم آورد . ايدهء كاملًا روشن و شيوهء كار ما مبتنى بر صراحت است . از ابتداى اين فراخوان هرگز به دنبال يا منادى چيرگى يك گروه بر گروه ديگر يا پيوستن يكى از شيعيان به اهل سنت يا برعكس نبوديم . ما در پى نزديكى گروه‌ها هستيم و هرگز براى اين يا آن مذهب ، يارگيرى نمىكنيم . آيا معتقديد كسانى هستند كه از تعميق اختلاف‌هاى مذهبى ميان مسلمانان سود مىبرند ! كاملًا . و در رأس اين استفاده كنندگان ، استعمار است . استعمار از همبستگى
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 347 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي