تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

فصل چهارم : مصاحبهء ديگرى با روزنامه الاخبار « 1 »

سال 1938 بود كه شاهزاده يوسف كمال او را به ميهمانى ناهار در كاخ خود دعوت كرد و در آنجا با اين پرسش غافلگيرش ساخت : حضرت امام ! چرا شيعيان مىگويند : حضرت جبرييل رسالت پيامبرى را بر سرورمان على بن ابيطالب فرود آورد ، ولى به خطا آن‌را بر حضرت محمد ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل كرد ؟ تقى قمى به شاهزاده گفت : مىگويند شاهزاده‌اى بود كه به شعرا عنايت خاصى داشت به‌گونه‌اى كه دردربارش گرد مىآمدند ، ولى يكى از اين شاعران همواره بدشانسى مى آورد و توفيق حضور در محضر شاهزاده را نمىيافت . يك بار يكى از شعراى اهل مبالغه و بادمجان دورقاب چين ، سفره شاهزاده را به عنوان سفره‌اى كه به كرم خود همه افراد بشر را در خود گرد آورده است توصيف كرد . شاعر مورد بحث يادداشتى براى شاهزاده فرستاد و در آن نوشت : اگر در شمار شاعران و افراد بشر نباشم ، از كسانى هستم كه در اين جهان وجود دارند ، ولى شانس نشستن بر سر سفرهء شاهزاده را نيافته است ! آنگاه امام تقى الدين قمى گفت : اگر عالم يا پژوهشگر مذاهب نباشم ، دست كم يكى از شيعيان كه هستم ! ولى هرگز نشنيده‌ام شيعيان به چنين خرافه خنده‌دارى يعنى خطاى جبرييل ! معتقد باشند . تقى الدين قمى از مشهورترين علماى اسلامى در جهان و از رهبران شيعه وقتى در
هامش
( 1 ) . به‌تاريخ 11 محرم 1396 ه - ق / 12 ژانويه 1976 م .