تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
ما پنهان نمىكنيم كه كسانى هستند از فرقه‌هاى باطنيه و غلات كه خود را شيعه مىنامند ، ولى ما آنها را رّد مىكنيم . شيعه‌اى كه من نمايندگى مىكنم و شيعه‌اى كه سعى دارم ميان آنها و اهل سنت تقريب ايجاد كنم ، شيعه اثنى عشرى و شيعهء زيدى هستند كه همهء عقايدشان نيز آشكار و علنى است و هر كس در هر كشورى و در هر جايى را به چالش مىگيرم ، اگر برايم كتابى آورد كه جنبه‌اى پنهان يا آن‌گونه كه دربارهء اين كتاب‌ها مىگويند ، باشد .

مسائل معاصر

حضرت امام ! آيا به نظر شما راه نزديكتر براى تقريب ، برداشتن گام‌هاى سازنده براى شكل دهى به افكار عمومى همهء مسلمانان و فراتر از شيعه و اهل سنت و براساس وحدت نظر در مسائل معاصرى كه سرنوشت اسلام و مسلمانان به آن گره خورده است ، از جمله مسئله فلسطين و استعمار و موضوع رويارويى با يورش‌هاى فكرى كه به صورت الحاد و هرزگى و رويارويى با رويگردانى جوانان از دين نيست ؟ ! دوست ندارم مرا با القاب بزرگ و پرطمطراق خطاب كنيد . من در اينجا در قاهره ، امام نيستم ؛ تنها سربازى در كارزار تقريبم ، مبلّغى كه افتخار دعوت به وحدت صف اسلامى دارم . ما اكنون اين راه را نزديكتر به تقريب مىدانيم ؛ مىگويم : اكنون اين راه را نزديكتر مىيابيم ، ولى پيش از اين و در برابر تمامى آنچه كه سال‌هاى تفرقه و اختلاف و ظلمات پديد آورده و باعث شده بود هر گروه از ديگرى بهراسد و در كمين ديگرى باشد ، ممكن نبود . استقبال از ايدهء تقريب و تأسيس جماعة التقريب و صدور مجله‌اى كه سخنگو و در خدمت اهداف آن باشد ، همه و همه ، موفقيت‌هاى بىنظيرى است كه البته پس از آن مىتوانيم راهى را كه به تقريب نرديكتر است و شما از آن سخن مىگوييد ، طى كنيم . مرجع بزرگ شيعيان آيت الله بروجردى نيز چون ما بر آن بود كه مصلحت مسلمانان ايجاب مىكند كه متحد شوند و جامعه‌اى اسلامى داراى شخصيت سياسى