اتفاقها ، نتيجهء تلاشهاى سترگ و شرافتمندانهاى است كه بسيارى از علمايى كه دل و انديشهء خود را براى آنچه گفتيم گشودند مبذول داشتند .
ما گفتيم : چيزى كه مانع از تقريب مذاهب اسلامى شود ، وجود ندارد . منظور من مذاهبى است كه در اصول ، اتفاق نظر دارند و به آنچه كه جز به آن ، اسلام هر مسلمانى كامل نمىشود ، ايمان دارند . آنچنان اختلافى وجود ندارد كه شايسته باشد مسير ما را در اين راه سّد كند ، گو اينكه اجازه دهيد صريح باشيم و اذعان كنيم كه اختلافى پيرامون خلافت و اينكه چه كسى عهده دار آن بايد باشد ، وجود دارد .
گذشت آنچه گذشت
شيعه برآنند كه على بن ابى طالب ، خليفه و جانشينى است كه نصّ در مورد وى وارد شده و پيامبر خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به او وصيت فرمود و خلافت هم به معناى ولايت حق او و فرزندانش پس از اوست ؛ شيعه دلايل خود را در اين باره دارند ، ولى اهل سنت معتقدند كه منصب خلافت با گزينش و انتخاب صورت مىگيرد .
و شد آنچه كه شد . . . اگر شهوت حكومت و زرق و برق قدرت و فتنه انگيرىهاى دشمنان نبود ، مىشد اين اختلاف را در گسترهء معقولى باقى گذاشت . بههرحال اگر اختلاف در مورد امامت و خلافت ، ميان شيعه و اهل سنت جدايى افكنده ، اين امر اكنون داراى هيچگونه پيامدى نيست .
اينك اين موضوع در شمار تخصص علما و تاريخنگاران شده است ، هدف ما اكنون رفع و زدودن ويرانهها و از ميان برداشتن آثار اين درگيرىها و زمينه سازى براى ايجاد وحدت اسلامى نيرومند و مقتدرى است كه رسوبات كهنه و كينهها و سوءتفاهمها ، آسيبى به آن نزند .
هدف ما آن نيست كه شيعى ، مذهب خود يا سنّى مذهب خود را ترك گويد ، ما مىخواهيم همگان پيرامون اصول مورد توافق متحد شوند و در موارد ديگر ، يكديگر را معذور بدارند .