تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

فصل سوم : مصاحبهء روزنامهء الاخبار 1 « 1 » با ايشان

كشاورز آمده از تهران به قاهره ، مىگويد : * اختلاف بين اهل سنت و شيعه . . . مسأله‌اى تاريخى است . * در شكسته ، محل ورود دزدان و چپاولگران است . * بحران ديندارى به دليل نبود الگو و سرمشق است . همچون هر كشاورز مصرى ، او با دستانش صحبت مىكرد . او هرگز تن به اين نمىداد كه سخنانش چك‌هاى بىمحل باشند و مقصود اعراب در توصيف كسى كه با دستانش سخن مىگويد را خاطرنشانمان مىسازد و مىگويد : منظورشان اين بود كه او مرد كردار است ، نه گفتار . كشاورز آمده از تهران مىافزايد : از همان آغاز - با فروتنى تمام - مىخواستم چنين مردى باشم . . در نهايت سادگى و روشنى و خوشرويى ، از پرسش‌هايى كه شمارهء روز جمعهء روزنامهء الاخبار با وى در ميان گذارد ، استقبال كرد و زير لب گفت : من چيزى ندارم كه پنهان كنم يا پنهانش دارم . من از همان زمان كه براى نخستين بار به قاهره آمدم ، يعنى از چهل سال پيش بدين‌سو ، همهء كارهايم كاملًا روشن و در ديد و شنيد همگان در راستاى هدف ارجمند و شايسته‌اى چون تقريب مذاهب اسلامى بوده است .
هامش
( 1 ) . به‌تاريخ جمعه 18 ربيع الاول 1398 ه - . ق . / 19 مارس 1976 م . شماره 7411 سال 24 .