و به عبارت روشنتر و مشخّصتر : هدف من نزديكى مسلمانان اهل سنت و شيعه با يكديگر و از ميان برداشتن اختلافها و نفرتهايى بوده و هست كه براى قرنهاى متمادى تداوم داشته است .
جناب آقاى محمد تقى قمى از علماى بزرگ شيعه در ايران مكثى مىكند تا يكبار ديگر پرسشى را كه روزنامه جمعه در خصوص نظر وى راجع به گفتههاى برخى مردم دربارهء برخى اظهارات و سخنانش در روزنامهها و مجالس و محافل مختلف پيرامون تقريب ميان اهل سنت و شيعه ، بشنود و اينكه اين اظهارات جنبه ظاهرى سخنان شيعه است ولى در باطن همانى است ، كه در كتابها و اعتقاداتى نهفته مىدارند كه آنها را مطرح نمىسازند و در تناقض كامل با اعتقادات اهل سنت و حتى مشوّق نفرت و بيزارى از آنهاست .
امام قمى لبخندى حاكى از تشكر از طرح چنين پرسش و صراحتى كه اين گفتوگو از آن برخوردار است مىكند و مىگويد : مىخواهم بدانى كه من هرگز كارمند هيچ كس و هيچ دولتى نيستم . من از طريق اين فراخوان امرار معاش نمىكنم . من مرد كشاورزى هستم كه از دسترنج خودو زحمت ذهن و عرق جبين زندگى مىكنم ، بحمدالله و المنه هيچ كس بر من دستى ندارد . من هنوز لحظهاى را كه براى نخستين بار در حدود چهل سال پيش به قاهره رسيدم بهخاطر مىآورم ؛ در آن شب تنها بودم ، رو به آسمان كردم و گفتم : پروردگارا ! به كشورى آمدهام كه هيچ كس را در آن نمىشناسم ، كسى هم مرا نمىشناسد . خداوندا ! تو مىدانى كه اين سفرم براى چيست و چراتحمل اين غربت را كردهام و چرا به ايدههاى خود ايمان دارم ، پس يارىام كن و اكنون مىتوانم بگويم كه : خداوند ياريم داده است .
امروزه اتفاق بزرگى افتاده است ؛ فقه مذاهب شيعه در ضمن برنامههاى فقه تطبيقى يا مقايسهاى در الازهر تدريس مىشود ؛ ديدگاههاى فقهاى شيعه در قوانين احوال شخصى در مصر مورد توجه قرار مىگيرد ، كتابهاى فقه و تفسيرى كه علماى شيعه تصنيف كردهاند در مصر بهچاپ مىرسد و در اختيار همگان قرار مىگيرد ؛ همهء اين
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٣٩