تعبّد بر مذهب شيعه اماميه انجاميد ، داستان اين فتوا چه بود ؟
وقتى فراخوان تقريب را در سال 1938 آغاز كردم ، به قاهره آمدم و با علماى اينجا تماس برقرار كردم . طولى نكشيد كه شخصيتهاى برجستهاى به اين فراخوان پيوستند ، كسانى چون : شيخ مصطفى عبدالرزاق ، شيخ عبدالمجيد سليم ، علامه محمد فريد وجدى ، شيخ حسن البنا ، دكتر محمد امين ، شيخ محمد المدنى ، و سپس شيخ محمد شلتوت هم به ما پيوست ؛ او زمانى كه شيخ الازهر شد ، مورد پرسش ( استفتا ) قرار گرفت و در پاسخ ، تاريخى خود را صادر كرد كه در آن آمده است : « مذهب شيعهء اماميهء ، همچون ديگر مذاهب اسلامى است . » و گفت : « شايسته است كه مسلمانان اينرا بدانند و از تعصبهاى نابحق نسبت به مذاهب معين ، رهايى يابند . دين خدا و شريعت خدا تابع مذهب معين يا منحصر به مذهب معينى نيست و همگى نزد خداوند متعال ، مجتهدند . »
مىخواهيم اختلافهاى ميان فقه سنى و شيعه را بدانيم ؛ بگذاريد از نماز شروع كنيم .
شيعه ، جايز نمىدانند كه در هر شرايطى نماز ترك شود ، حتى شخصى كه در حال غرق شدن است هم بايد با اشاره نماز را بهجا آورد . آنها در نماز شرط مىكنند كه پس از سورهء فاتحه ، سورهء كوتاه ولى كاملى خوانده شود و جايز نمىشمارند كه بخشى از سوره قرائت شود . آنها پس از دو سجده ، مىنشينند و از اينها كه بگذريم اركان نماز نزد هر دو مذهب يكى است .
و در روزه ؟
شيعهء اماميه برآنند كه دروغ بستن بر پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) باطل كنندهء روزه است و بايد قضاى آنرا بهجاى آورد و كفارّه دارد ؛ آنها حدود يك ربع ساعت پس از اهل سنت افطار مىكنند ، زيرا شرط افطار از نظر ايشان زوال سرخى شفق و نه صرفاً غروب خورشيد است ؛ اختلافهاى ديگرى وجود ندارد .
و در مورد حج ؟
حج در كتابهاى شيعه ، فصل بزرگى را به خود اختصاص مىدهد ؛ آنها حج را
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٣٥