ما سعى مىكنيم به امثال اينان و آنان دست يابيم و به عقل و انديشههايشان دسترسى پيدا كنيم كه سرانجام نيز شمارشان كاستى مىگيرد و خودشان را نسبت به فراخوان تقريبى كه هر روز شمار بيشترى از مؤيدان و مبلغان را به سمت خود جلب و جذب مىكند ، منزوىتر مىيابند . براى نمونه در مصر ، دارالتقريب حركت فعال در عرصهء تأليف و تحقيق داشته كه با شعار برادرت را بشناس صورت مىگيرد ؛ هم اكنون دهها تن از علماى بزرگوار در حال تدوين كتاب الفقه الجامع هستند كه در آن فقه علماى اهل سنت و علماى شيعه در عبادات و معاملات تدوين و گردآورى مىشود . دهها تن از علماى ديگر نيز به تحقيق در كتاب تفسير جامع البيان در ده جلد مىپردازند كه به نظر بسيارى ، دقيقترين و جامعترين تفسير قرآن بهشمار مىرود .
گفتم : به ياد مىآورم سخن پيامبراكرم ( صلى الله عليه و سلم ) را كه فرمود : « خداوند از راه سلطان كارهايى مىكند كه با قرآن انجام نمىشود . » آيا فراخوان تقريب از نزديك شدن به رژيمها وحكومتهاى اسلامى با توجه به قدرت و توان تأثيرى كه در گسترش اين فراخوان دارند - خوددارى مىورزد ؟
ما از همان ابتدا از درگير شدن با عرصههاى سياست يا وارد شدن به آن ، خوددارى كرديم . در آن زمان فضا آكنده از ابرهاى تشكيك و افتراها و كوششهاى يارگيرانه بود ، ولى اكنون پس از محكم شدن جاى پاى اين فراخوان و اينكه بر همگان روشن شد كه براى رضاى خدا و خير قاطبهء مسلمانان است ، البته از هر كوشش و تلاشى براى حمايت از اين فراخوان و بازكردن عرصه براى گسترش و شكوفايى آن استقبال مىكنيم و بسيار خوشوقتتر خواهيم بود كه همهء ترفندهايى كه به عنوان مانع و رادعى در برابر اين فراخوان و نيرومندى و وحدت كلمه مسلمانان بهكارمىبرند ، متوقف شوند .
يك دولت اسلامى - هرچند كوچك و با شمار جمعيت اندك - كه سعى دارد نمونهء زندهاى از اصول اسلام در حكمروايى و عدالت و برابرى باشد ، در صورت
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٣١