تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
اسلام و مسلمانان است : « آغاز جنگ‌ها ، با سخن است » . از عمر اين فراخوان نزديك به چهل سال سرشار از كوشش و تلاش خستگىناپذير و آمد و شدها و مشقت‌هاى فراوان براى وحدت بخشيدن به مسلمانان ، مىگذرد و در اين راه به سخن پيامبر اكرم ( عليه الصلاة و السلام ) تأسى جسته و آن‌را آيين خود قرار داده كه فرمود : « فرجام اين امت اصلاح نمىگردد ، مگر به آنچه كه انجام آن اصلاح گرديد . » راستش را بگويم : من به عنوان روزنامه‌نگارى به حضور امام [ آيت الله قمى ] رسيدم كه در جست‌وجوى نقاط ضعف در فراخوان تقريب بود و با وجود مسائل تودرتويى كه به آنها پرداختيم و كوشيدم به اندازه درك و فهم خود به آنها بپردازم ولى درايت و روشن‌بينى و پختگى ايشان ، همه توان مانور و جست‌وجو را از من ربود . و بدين‌گونه حضورش را در حالى ترك گفتم كه ايمان هرچه قويترى به فراخوانش براى حل مشكلات و تحكيم پيوندهاى اتفاق و تفاهم و نگاه به چشم‌اندازهاى پربار اسلامى كه اختلاف ميان مذاهب را رحمتى براى مردم و آسانى كار آنان تلقى مىكند ، پيدا كردم . نوشتن متن سخنان و عبارات و جملات و واژه‌هايى كه به‌كار گرفت براى من دشوارى نداشت ، ولى بركتى كه خدا به او داده و درخشش‌هاى وى باعث شد مأموريتم را به‌فراموشى بسپارم . تو گويى شيفته و مبهوت در برابر مرد روشنفكر و بلند همتى قرار گرفته‌ام كه در سخنان خويش روح و پرتو و ايمان و بىطرفى را به فراخوانى مىريزد كه زندگى و كوشش و ثروت خود را وقف و نذر آن كرده تا امت اسلامى به همان
« خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ » !
[ آل عمران / 110 ] بازگردد . نمىدانم چگونه سخن را آغاز كرديم ، ولى اكنون برخى ديدگاه‌ها و انديشه‌هايى را بخاطر مىآورم كه در حضور گروهى از طرفداران فراخوان خود و قدرشناسان و مريدان و شاگردانى كه از سفر وى به مصر آگاهى يافتند و سراسيمه به حضورش رسيدند تا از سرچشمه‌هاى علم و روح پرخروش و غيرتمند خود نسبت به اسلام ، سيراب گردند ، ايراد كرده بود : * آنگاه كه دنيا تيره و تار و سراسر ستم مىشود و زمانى كه مردم در زمانهء شرك و