تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
چيزى است كه بدان رسيده‌ام ، ولى اگر كسى بهتر از آن آورد ، مسلماً شايسته‌تر است . » و امام شافعى نيز مىگفت : « هر حديثى كه صحيح باشد ، مذهب من است . » و روزى به المزنى گفت : « اى ابراهيم ! در همهء آنچه مىگويم تقليدم مكن و در آن به خود نيز نگاه كن كه مسئلهء دين مطرح است . » امام احمد بن حنبل نيز مىگفت : « كسى در برابر خدا و رسول خدا ، سخنى ندارد . » و روزى به كسى گفت : « از من تقليد مكن ، از مالك و اوزاعى و نخعى و ديگران نيز تقليد مكن و احكام را از جايى بگير كه آنها گرفته‌اند ؛ يعنى از قرآن و سنت . » سيره و روش گذشتگان به لحاظ اعتماد به يكديگر و معذورداشتن همديگر در بسيارى موارد ، خود نشانه‌اى از نشانه‌هاى خداوند در اخلاص و حسن نيت و پاسداشت شايستهء برادرى اهل علم و دين بود ؛ خدا رحمت كند سعيد بن المسيب را كه اگر كسى فتوايى از وى مىطلبيد به او مىگفت : « نزد سليمان بن يسار برو كه او اعلم‌تر از همه كسانى است كه امروزه باقى مانده‌اند » ؛ برخى از آنها پشت سر يكديگر به نماز مىايستادند از جمله مثلًا ابوحنيفه و ياران او و شافعى و ديگران ( رضى الله عنهم ) پشت سر ائمه مدينه به نماز مىايستادند ، هرچند آنها بسم‌الله الرحمن الرحيم را در نماز - چه به‌صورت آهسته يا بلند - قرائت نمىكردند . الرشيد به امامت نماز ايستاد ، حال آنكه حجامت كرده بود ، امام ابويوسف پشت سر او به نماز ايستاد و نمازش را نيز تكرار نكرد . فتواى امام مالك اين بود كه بر چنين كسى وضو لازم نيست . امام احمد بن حنبل بر اين نظر بود كه پس از حجامت بايد وضو گرفت . به او گفتند : امام جماعت وقتى بيرون شد از او خون رفت و وضو نگرفت ، آيا پشت سر او نماز مىخوانى ؟ گفت : چگونه پشت سر امام مالك و سعيد بن المسيب نماز نخوانم ؟ شافعى ( رحمه الله ) نيز در نزديكى آرامگاه ابوحنيفه به نماز ايستاد و براى رعايت ادب [ طبق فتواى او ] ، قنوت نكرد . ولى ايده‌اى را كه منصور عباسى در پايان قرن دوم در پى
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 303 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي