روايت مىشود هستيم ، طبيعى است كه سنت نبوى ، به دقت و جلب اعتماد و اطمينان بيشترى نياز دارد .
سخن پيامبراكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) قانون و شريعت است ، آنحضرت تنها قانونگذار براى مسلمانان بهشمار مىرود و حلالش تا روز قيامت حلال و حرامش نيز تا روز قيامت حرام است و رسيدن به عين متن عبارت ايشان به نحوى كه بتوان مطلق يا مقيد بودن و عام يا خاص بودن آنرا دريافت مستلزم كارآمدى و خبرگى راوى به فنون معتبر و درنظر گرفتن همهء قراين و خصوصيات مؤثر در بيان حكم است .
بنابراين در اينكه سنت ، دومين اصل از اصول تشريع اسلامى است ، اختلافى ميان مسلمانان نيست ؛ اختلاف در اثبات يا عدم اثبات نقل از آنحضرت است كه اختصاصى به سنى و شيعه هم ندارد و ميان خود اهل سنت هم مطرح است ، چه بسيارى از رواياتى كه از نظر شافعى درست است ، ولى از نظر ديگران ، درست نيست .
با اينكه جمهور فقهاى اهل سنت ، روايت هر صحابى را مىپذيرند ، شيعه اماميه شرط مىكند كه روايت حتماً بايد از ائمه اهل بيت نقل شده باشد ، دلايل متعددى هم براى اينكار دارند از جمله معتقدند كه ائمه اهل بيت از همهء مردم به سنت آشناترند كه نتيجه نيز در بيشتر وقتها تفاوتى ندارد ، مثلًا نماز كه هيچ يك از جزئيات آن در قرآن مطرح نشده و همهء مباحث مربوط به آن از طريق سنت و نقل اعمال پيامبر اكرم در نمازهاى خويش مطرح گشته است ، با اينحال ديده مىشود كه اختلاف ميان دو گروه با وجود فراوانى اركان و فروع نماز ، بسيار اندك است . حج و مانند آن نيز چنين است .
اگر شيعه از اهل بيت پيروى مىكنند و به عنوان پيشوا به ايشان اقتدا مىكنند ، تنها به دليل برترى ايشان طبق آنچه در كتب هر دو گروه آمده است ، مىباشد .
و اگر گروهى را سنى و گروه ديگرى را شيعه ناميدهاند ، اين تنها يك اصطلاح است و شيعيان به سنت عمل مىكنند و اهل سنت نيز اهل بيت را دوست مىدارند و طبق آنچه در كتابهاى ايشان دربارهء اهل بيت آمده ، احترام و ارج بسيارى براى آنها
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٩٠