را كه خداوند از روزى برايتان فرو فرستاده است ، حلال و برخى را حرام گردانيدهايد ؛ بگو آيا خداوند به شما اجازه داده است يا بر خداوند دروغ مىبنديد ؟ )
سپس مىگويد : « دقت كن كه چگونه خداوند مستند حكم را به دو بخش تقسيم كرده است و چنانچه اجازهء او تحقق نيافته باشد ، تو بر خدا افترا بستهاى . » « 1 »
معناى اين سخن آناست كه از نظر وى ، مسئله بسيار ظريف است و كسى كه به كار فتوا مىپردازد يا از سوى خدا اجازهء چنين كارى يافته يا بر خدا دروغ بسته است . اين نهايت احتياط و دقت عمل است و بيانگر تصويرى از فقهاى اماميه بههنگام فتواست .
محقق حلى با توجه به سخنان خود وى ، اينگونه است ؛ ببينيم در كتب شرح حال علما ، دربارهاش چه گفتهاند ؟
شاگرد ارجمند وى شيخ جليل ابن داود الحلى بههنگام سخن از وى در كتاب الرجال مىنويسد : « جعفربن الحسن بن يحيى بن سعيد الحلى استاد ما نجم الدين ابوالقاسم محقق مدقق امام علامه ، يگانهء روزگار خود بود و از همگنان والاتر و به لحاظ حجت قوىتر و از نظر حضور ذهن ، برتر بود ، در ماه ربيعالاخر سال ششصد و هفتاد و شش [ هجرى قمرى ] وفات يافت و داراى تأليفات بسيار برجسته ، محققانه و سليس وروانى است از جمله : شرايع الاسلام در دو جلد ، كتاب النافع كه اختصار شرايع الاسلام است ، كتاب المعتبر فى شرح المختصر كه به پايان نرسيد و در دو جلد است . كتاب نُكت النهاية ( دو جلد ) ، كتاب المسائل الغرية ( يك جلد ) ، كتاب المسائل المصريه ( يك جلد ) ، كتاب المسالك فى اصول الدين ( يك جلد ) ، كتاب المعارج فى اصول الفقه ( يك جلد ) ، كتاب الكهنةة « 2 » در منطق ( يك جلد ) و كتابهاى ديگرى كه اينجا جاى برشمردن همهء آنها نيست و كاملًا معروف وروشناند . شاگردان او نيز فقيهان و فاضلان بودهاند ؛ خدايش بيامرزد . »
در اجازههاى برخى بزرگان ، كتابهاى ديگرى براى محقق حلى ذكر شده كه از
هامش
( 1 ) . از سفارشهاى وى در مقدمهء كتاب خود : المعتبر .
( 2 ) . از كهانهء ( كهانت ) به معناى صناعت گرفته شده است .