را كسر كند و آنرا در اختيار كسى كه به نيابت وى حج كند قراردهد ، زيرا اين دين خداست و خارج از ملك وارثان است و مىدانيم كه ديون را بايد پيش از تقسيم ارث ، ادا كرد و دين خدا نيز از هر دين ديگرى اولى است ؛ ميزان اشتراك در اركان ، مناسك و شعائر حج در اين فقه با فقه مذاهب ديگر چنان زياد است كه حج را بزرگترين و برجستهترين نمود وحدت مسلمانان مىسازد كه خود ، از بركات خانهء خدا هم به شمار مىرود .
براى هر كدام از : اعتكاف ، زكات ، جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر ، فصل ويژهاى اختصاص يافته است .
شيعهء اماميه در پيوندهاى خود با پروردگار چنين هستند : او را مىپرستند و شريكى برايش قائل نيستند و در مورد عبادات خود به شدت جانب احتياط را مىگيرند . ببينيم در برخورد با مردم چه مىكنند ؟
ابواب معاملات در فقه اماميه ، همهء جوانب را مشخص مىسازند و پاىبند كتاب و سنت و قواعد برگرفته از آنها هستند ؛ آنها شرطهاى فراوانى براى اسلامىسازى معاملات خود در نظر مىگيرند ، از جمله اينكه آغاز با بسم الله الرحمن الرحيم در هر معاملهاى را مستحب مىشمارند و صيغهء عربى در عقود را شرط مىكنند و معاملهء تارك الصلاة و لاابالى را مكروه مىشمارند و تجارت كالاهاى حرام و فساد مترتب بر آن در جامعه را تحريم مىكنند . اماميه در نكاح و طلاق ، با ديگر مذاهب ، اتفاق نظر دارند و تنها اختلافشان ، شرط دو شاهد عادل براى طلاق است كه طبق آيهء زير ، بدون چنين شاهدانى ، طلاقى صورت نمىگيرد :
« فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ »
( طلاق / 2 ) ( . . . يا به شايستگى نگاهشان داريد يا به شايستگى از آنان جدا شويد و دو تن دادگر از ميان خود گواه بگيريد . . . ) و سه طلاق را با يك لفظ يا با الفاظ متوالى در يك مجلس ، جارى نمىكنند و از نظر آنها طلاق با سوگند صورت نمىگيرد كه برخى از اين موارد به تازگى در احوال شخصى مصر نيز مورد استفاده قرار گرفته كه خود نشانگر فايدهء آگاهى و آشنايى با همهء مذاهب فقهى است .