تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
كردند و جالب اينكه كسانى عروض را نه براى سرودن شعر ، بلكه براى اثبات اينكه قرآن شعر نيست ! فراگرفتند . در همهء اين فعاليت‌ها و مطالعات كه مسلمانان غير عرب زبان و كسانى كه سرزمينشان شبه جزيرهء عرب نبود ، بيشترين سهم را ايفا كردند . كسانى چون زمخشرى ، سيبويه ، فيروزآبادى و ابوعلى الفارسى ، جرجانى و ديگرانى از سرزمين‌هاى مختلف اسلامى همچون سمرقند ، بخارا ، غرناطه ( گرانادا ) و قرطبه ( كردوبا ) . چرا اينان تمام عمر و نبوغ خود را در خدمت به زبانى كه زبانشان نبود ، وقف كردند ؟ آنها اين‌كار را كردند ، زيرا زبان عربى زبان قرآن در زندگى مؤمنان يعنى همه چيز . و اگر اين كتاب پر ارج به زبان ديگرى جز عربى نازل مىشد ، آنها زندگى خود را وقف آن زبان مىكردند و همان خدماتى را كه براى عربى انجام دادند براى آن انجام مىدادند . توجه فزاينده به زبان عربى آن‌را به‌صورت زبان دانش و علما در ميان مسلمانان درآورد ، درست مانند زبان لاتينى كه طى قرن‌هاى متمادى ، زبان علم نزد غربىها بود ، چنان شد كه واژه عربى مرادف با اسلام شد و خاورشناسان تا به امروز در تعبيرهاى خود همين معناى اخير را منظور مىكنند . همچنان‌كه توجه مسلمانان به واژه‌هاى قرآن به تدوين علوم زبانى انجاميد ؛ توجه آنها به معانى و مفاهيم قرآن نيز باب علوم بسيارى را گشود و اين امت را براى قرن‌ها و قرن‌ها به صورت پيشگام انديشهء بشرى و آوردگاه معارف و علوم ، درآورد . مباحث معنوى موجود در قرآن ، الهام‌بخش بسيارى از معارف كلامى و سلوك معنوى شد . همچنان‌كه مفاهيم متعلق به تأمل و تدبّر در آفريده‌هاى پروردگار ، چشم‌اندازهاى جديدى براى انديشيدن به زمين و زمينيان و آسمان و كهكشان‌ها و قدرت خداوند آفريدگار و پديدآورنده و نگارگر فراهم آورد . آنچه دربارهء قبله و اوقات نماز و هلال درآن بود ، بيشترين تأثير را در توجه به حساب و نجوم و تقويم و جغرافياى سرزمين‌ها به‌جاى گذاشت .