اساس اختلاف ميان آندو در آناست كه چه كسى سزاوارتر به ولايت امر مسلمانان و بهعهده گرفتن حكومت عام دينى و دنيوى است ؟ و آيا پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در حالى به سوى معبود خود پرگشود كه به پيشواى پس از خود اشاره نكرده بود و كار را به مسلمانان واگذاشت و هيچگونه اقدام يا حركتى در اين باره نكرد ؟ نظر قرآن در اين مورد چيست ؟ و از پيامبر خدا چه مطلبى وارد شده است ؟ به همين دليل است كه هر دو مكتب ، توجه دوچندانى به قرآن و حديث و توجه مضاعفى به تفسير و موارد تنزيل آيات بهعمل آوردند ؛ نتيجه آن شد كه ثروت هنگفتى در علوم قرآنى و مباحث عقلى و دقّت و مهارت خارق العادهاى در نقد و پژوهش و دقت ، به ارث برديم .
اگر سياست حكومتها و حاكمان از اين اختلاف سوءاستفاده و آنرا بزرگ كردند و خود را گاه مبلغ شيعه و گاهى ديگر مدافع اهل سنت نشان دادند و جنگهايى برانگيختند و قلمهايى را به خدمت گرفتند و نفرت و كينه و دشمنى ميان پيروان يك دين ايجاد كردند ؛ اساس و شالودهء اين ايده [ توجه به قرآن و حديث ] دينى بود . دليل آن نيز آناست كه شمار بزرگى از علماى دين ، فقها و متكلمان و مفسران و بزرگ بخردان هر دو گروه ، به اين ايده باور داشتند و خالصانه در خدمت آن بودند و اين خود در اينكه نتيجه گرفته شود كه اختلاف اصولًا ساخته و پرداختهء سياست بود - گو اينكه مورد استفادهء سياست قرار گرفت و به وسيلهء آن بزرگ شد يا زادهء تأثيرات ويژه يا گرايش نژادى در سرزمينهاى معينى بود - ترديد جدى ايجاد مىكند . مثلًا امام طبرسى و طوسى و ابوالفتوح رازى و مانند ايشان از بزرگان تفسير شيعه از همان سرزمينهايى هستند كه زمخشرى و فخر رازى و نيشابورى و بيضاوى و همتايانشان - يعنى بزرگان تفسير نزد اهل سنت - بودند و شهرى كه حجت الاسلام غزالى در آن زاده شده ، همان شهرى است كه شيخ الطائفه طوسى در آن متولد شد .
گو اينكه اختلاف ميان علما ، در بيشتر موارد بسيار ظريف و كمرنگ بود تا جايى كه در مواردى ، انسان بهسادگى نمىتواند متوجه شود كه صاحب اين يا آن نظر به كدام گروه وابسته است .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٧٥