تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
شايستهء كسى كه در پى پاسدارى از حقوق و گسترش رسالت خويش و نجات ديگران است ، جلوه كنيم . مراد من از تجمع و وحدت اسلامى ، همان برداشت سياستمداران از آن يا آنچه ديگران بر ما تحميل مىكنند يا رؤساى دولت‌ها گرد هم جمع مىشوند و بر سر ميز به سلامتى امضاى آن جام شراب خود را به‌هم مىزنند ، نيست ؛ اين تجمع يا وحدت‌ها جز بر روى كاغذ وجود ندارد ، زيرا ملت‌ها نه تنها آن را باور ندارند ، بلكه كاملًا ترديد هم دارند ؛ مگر برادران براى برادرى خود ، نيازمند امضاى عهد و پيمان هستند ؟ منظور من همان وحدت كلمه و تجمع طبيعى است كه خداوند متعال در امتى كه پيامبرش را در آن مبعوث گردانده و به كتاب خود رهنمود ساخته و پيروانش را بر يك قبله گردآورده و نمازها و روزه و حج آنان‌را يكى گردانده و دل‌هايشان را الفت بخشيده و جان‌هايشان را هم نفس ساخته و وجدان‌شان را پاك گردانده و منافع ايشان را يكى گردانده ، ايجاد كرده است . تجمع و همدلى و وحدت كلمه مسلمانان ، امرى كاملًا طبيعى است ، البته اگر گرايش‌هاى نژادى و تعصب‌هاى مذهبى يعنى دو مشكل خطرآفرين براى تجمع و وحدت - كه بايد تأملى درمورد آنها داشته باشيم - آن‌را تحت تأثير قرار ندهند . در مورد مشكل نخست يعنى نژادپرستى ، بايد گفت كه در طول تاريخ از گذشته‌هاى دور - و در غرب به‌تازگى - ثابت شده كه نژادپرستى مسبب بسيارى از بدبختىها بوده و جنگ جهانى دوم تنها يكى از جلوه‌هاى آن به‌شمار مىرود . به همين دليل ، مخلصان بشريت خواهان ريشه كنى آن هستند ؛ به طورى كه جهان غرب به شيوه‌هاى عملى با آن به مبارزه پرداخت و موانع موجود ميان ملل يا نژادهاى مختلف از جمله انگلوساكسون و لاتين را از ميان برداشت و ملل داراى ريشه‌هاى گوناگون را در يكديگر ادغام كرد . ولى ما در شرق اسلامى ، همچنان گوش به نداى نژادپرستان مىسپاريم و در برابر مزدوران بيگانه‌اى كه نژادپرستى را خوش مىدارند و ابزارهايى براى پذيرش آن از
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 239 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي