خود تعدّى كند - چنانكه كسى انگشت دست همراهش را به اين دليل شكست كه بههنگام تشهّد آنرا بلند كرده بود ! - خواهند توانست چنين كارى را در مورد ديدگاههاى فكرى و معارفى كه مربوط به عقايد نمىشود و شروط ايمان در آنها مطرح نيست ، نيز اعمال كنند .
اينك مىبينيم كه الازهر شريف فقه مقايسهاى همهء مذاهب را بهصورت اجمالى - و اميدواريم در آينده به صورت جزئى نيز بدون تميز ميان آنها يا اكتفا به برخى از آنها - تدريس مىكند و نيز شاهد آنيم كه علماى بزرگ و شيوخ گرانقدر آن در كميتههاى قوانين شركت مىكنند و به جستوجوى گفتههاى همسو با مصلحت امت پيشوايان مذهبى مىگردند و در اين راستا گاه از مذهب ابوحنفيه به مذهب ديگرى عدول مىكنند و حتى رأى ارجح در مذهب ابوحنفيه را رها مىكنند و رأى مرجوح را مىپذيرند يا حتى از دايرهء مذاهب چهارگانهء اهل سنت خارج و وارد مذهب ديگرى مىشوند ؛ همچنانكه در مورد طلاق و وصيت و . . . انجام دادند و نظر ابن تيميه و ابن القيم و شيعهء اماميه را پذيرفتند و اينها همه در فضايى آرام و با رضايت و اقبال و فارغ از هرگونه تنگنا و ناراحتى صورت گرفته و مردم جوانب مصلحتآميز و آسايش و راحتى در كار خود را درك كردهاند . اينك چه اشكالى دارد كه همچنانكه اينكارها در مورد فقه صورت گرفت ، در خصوص آنسوى فقه نيز انجام شود ؛ مگر ميان فروع عملى و فروع علمى چه تفاوتى وجود دارد ؟ و مگر نه آناست كه اختلاف در هر دوى اين بخشها ، اختلاف جوهرى نيست و نبايد باعث گسست و دشمنى شود ؟
در اينجا اندكى تأمل كرده مىگوييم : در پيوند با اين مشكل اخير [ يعنى تعصبهاى مذهبى ] ، امروز - و بحمدالله - كسانى پيدا شدهاند كه به آن پرداختهاند ؛ اين جماعة التقريب با درايت و تعقل و فراست در اين راه قدم برمىدارد و در اين مدت زمان اندك ، توانسته جهان اسلام را متوجه و ملتفت فراخوان خود سازد و از خداوند متعال مسئلت داريم كه در تحقق اين وظيفه ، توفيق بيشترى عنايتش سازد . شايسته است مسلمانان درك كنند كه با رهايى از اين دو مشكل [ نژادپرستى و تعصب ] ، مىتوانند از
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٤١