وقتى اين دو اردوگاه حسابهاى خود را تسويه كنند يا جنگ آينده يكى از آنها را از ميان بردارد و ديگرى بى رقيب باقى بماند ، از دست خواهد رفت .
اين - بدون هيچ ترديدى - فرصتى است طلايى كه بى هيچ كوششى نصيب ما شده و اگر از آن استفاده كنيم ، خواهيم توانست حداكثر استفاده را از آشفتگى اين دو اردوگاه به سود خود ببريم .
در عرصهء اخلاقى نيز ، در پى دو جنگ جهانى گذشته و بويژه جنگ اخير همه اصول اخلاقى فروپاشيد و فقر و هرج و مرج ، همه جا گسترش يافت و به علت فراوانى كشتار و و ويرانى كشورها و خرابى خانهها و درهم ريختن اوضاع و بىخانمانى ميليونها تن و آوارگى بسيارى از مردم در سرتاسر گيتى و گسست و حتى از ميان رفتن پيوندهاى خانوادگى - كه باعث شده مرد خانواده هيچ اطمينانى بر جان و ناموس خود نداشته باشد - و نيز شكنجهها و تبعيدها و برخورد بردهوار با مردم و كشتار گروهى هزاران اسير در بازداشتگاهها - بهگونهاى كه سازمان ملل متحد پيشنهاد انعقاد موافقتنامهاى در تحريم كشتار جمعى داده است - اينها همه اخلاق را از ميان برد و فضايل اخلاقى را در چشم مردم مسخ كرد و چنان كرد كه علما يعنى خردمندان و روشنفكران خود به ساخت سلاحهاى ويرانگر و مخرب و هلاك كننده بشريت ، افتخار نمايند ؛ اين يك افتخار مىكند كه بمبى ساخته كه در كمتر از يك ثانيه مىتواند جان ميليونها نفر را بگيرد و آن ديگرى به خود مىبالد كه بمب قوىتر و مؤثرترى ساخته كه تأثير آن هزار سال بر روى زمين باقى مىماند ؛ البته اعم از اينكه اين ادعاها را باور كنيم يا نه ، نفس بيان چنين چيزهايى از سوى هر دو گروه ، بيانگر ميزان فروپاشى اخلاقى است و اشتغال دانشمندان به تهيه و ساخت ابزارهاى ويرانى و تباهى و فناى بشريت ، بزرگترين دليل بر غيبت اصول انسانى است .
بهدنبال اين اوضاع بود كه انديشمندان شروع به جستوجوى راهى براى رهايى از اين وضع وحشيانه و نظامى كردند كه برخاسته از گرايشهاى سياسى و تمايلات حزبى نباشد و مبتنى بر اصول درستى باشد كه زندگى در صلح و آرامش و آسايش را
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٣٧