فصل هشتم : فرصت طلايى
فرصتها به ندرت بهدست مىآيند و زود هم مىگذرند ، خوشبخت آنكه از آنها بهرهبردارى كند و سود برد ؛ همهء فتوحات چيزى جز فرصتهايى كه ملت آنرا مغتنم شمردند ، نيست . قهرمانان تاريخ نيز كسانى هستند كه فرصتها را از كف ندادهاند .
امروز عوامل فراوان و مؤلفههاى بزرگ و نيرومندى ، فرصتهاى بىنظيرى را فراهم آوردهاند كه مىتوان با بهرهگيرى از آنها نيروى سترگى را كه در اسلام نهفته است ، تحكيم بخشيد و آنرا به منصهء ظهور رساند .
اينك در برابر جهان اسلام در دو عرصهء سياست و اخلاق ، فرصتهايى وجود دارد ؛ در عرصهء سياست ، جهان به دو اردوگاه « 1 » تقسيم شده كه هركدام در پى پيوستن شمار هرچه بيشترى از ملتها به خويش است و هر يك از اين دو بلوك ، با وعدههايى كه مىدهند ، با كاستن از فشارها و اعطاى استقلال ، در صدد جلب شمار بيشترى از رأى كشورها در سازمانهاى بينالمللى هستند . آنها درگير نبردى هستند كه آنرا براى خود حياتى مىدانند و هرچه در توان دارند بهكار مىگيرند ؛ همين امر باعث شده كه هر دو بلوك با ملتهاى كوچك مدارا كنند و به نرمى با آنها برخورد نمايند ، گو اينكه قلدرى و زورگويى و ستمگرى با اين ملتها ، شيوه و رسم همهء اين قدرتمندان تا همين گذشتهء نزديك بوده است .
هامش
( 1 ) . [ شرق و غرب يا سوسياليسم و سرمايهدارى تا پيش از فروپاشى اتحاد شوروى در 1991 م . - م ]