بخش خوب و صحيح ادبيات غرب و انديشههاى غربى و نيز آثار اسلامى از جملهء ترجمه كتابها و ديوانها و مجموعه حكمتها و داستانها و اخبار تاريخ متداول ميان ملل اسلامى - كه گاه در ميان آنها كتابهايى يافت مىشود كه تنها اثر در آن زبان بهشمار مىرود و جز آموختن آن زبان راهى براى ترجمه آن و لذت بردن از محتواى آن وجود ندارد - بهكار گيريم ؟
در كشورهاى اسلامى ، معادن و گنجهايى يافت مىشود ؛ مسلمانان شخصيتهاى نابغه و علماى بسيار شايسته و با كفايت و ادباى توانايى دارند ، آيا جهان اسلام آنها را مىشناسد ؟ و آيا به اندازهء يك دهم از آنچه دربارهء برخى دانشمندان ماترياليست و نويسندگان آنچنانى مىداند ، از آنها خبر دارد ؟ آيا چيزى از آثارشان شنيده است ؟ و آيا مىداند كه در ميان آنها نويسندگانى يافت مىشوند كه چندين مجلد كتاب برجاى گذاشتهاند كه هر كدام از آنها ، در شمار يكى از مراجع و به مثابهء دليلى بر وجود ايدهء پختهاى نزد مسلمانان تلقى مىشود ؟
مسلمانان داراى دانشگاههاى علمى بزرگى در كشورهاى مختلف هستند ، برخى از اين دانشگاهها دربردارندهء بيش از دوهزار دانشجوى علوم دينى است و نظام درسى آنها به صورت آزاد است ؛ آيا اكثريت مسلمانان چيزى از اين دانشگاهها مىدانند ؟
اگر آشنايى مسلمانان با يكديگر براساس وحدت فرهنگى از جمله مبادلهء فرهنگى و تأليف كتابهايى دربارهء هر طايفه و فرقهاى به منظور ارائهء تصوير درستى از ايشان و آموزش زبانهاى اسلامى در دانشگاههاى آنها و ترجمه آثار و شخصيتهاى ايشان ، صورت مىگرفت ، مسلمانان خود را مىشناختند و بر قدرت و توانايىهاى خويش واقف مىگشتند و مىدانستند كه پيش ازهرچيز آنها مسلماناند ؛ در نوشتهها و تأليفاتشان مسلماناند ، در داستانها و اشعارشان مسلماناند و در هر آنچه مىنويسند ، امناى امين مردماند .
مسلمانان بايد با همديگر مراوده داشته باشند ؛ آيا كسى منكر آناست كه بهترين مراوده ، مراودهء فرهنگى است . فرهنگى كه سزاوار آناست كه بهدور از هرگونه تعصب
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٢٧