تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
مورد ايشان چنين و چنان گفته مىشود . » كه واقعاً ننگى بر جبين علم است كه عالمان به خود زحمت گشت و گذار در كتابى را به‌خود ندهند كه مىتوانند همهء خواست‌هاى خود را در آن بيابند و ديگر سخنان خود را به شنيده‌ها ، مستند نكنند كه البته غالباً نيز اين شنيده‌ها از سوى كسانى مىآيد كه غرض‌هاى مفسده‌جويانه و پليدى در سر مىپرورانند . آنچه كاملًا روشن است اينكه معناى توحيد فرهنگى ، وحدت بخشيدن به زبان نيست ؛ اين‌كار امكان‌پذير هم نيست و تنها كسانى به اين جنبه مىانديشند يا آن‌را به زبان مىآورند كه در پى برانگيختن تعصب‌هاى زبانى يا به‌دنبال استعمار ديگران‌اند ، ولى مهم آن‌است كه ما همديگر را بفهميم كه البته اين امر كاملًا ممكن است به شرطى كه مثلًا در كشورهاى عربى كسانى باشند كه زبان ديگران را بدانند و ديگران نيز كسانى را داشته باشند كه عربى بدانند و به اين زبان صحبت كنند ، در دوران طلايى اسلام ، چنين وضعى وجود داشت ؛ اقوامى بودند كه هرگز انگ و رنگ عربى به‌خود نگرفتند و زبان قومى خود را حفظ كردند . ولى مردانى از ايشان - يعنى عموم علماى ايشان - آثار و دانش خود را به زبان عربى نوشتند و تدوين كردند و بى هيچ تعصب يا جانبدارى ، خدمات فراوانى به زبان عربى تقديم كردند . مسئلهء ترجمه حتماً بايد مورد عنايت جدّى قرار گيرد . ما آثار بسيارى از غربىها را ترجمه مىكنيم و البته در اين ميان موارد مفيدى هست كه منكر آن هم نيستيم ، ولى برخى از اين آثار ، مايهء مفسدهء اخلاقى و گسترش بى عفتى و گاهى نيز دربردارندهء الحاد و مادّه‌گرايى است و هيچ مسلمانى در اينكه اين نوع آثار پيامدهاى ناگوارى براى دين و رفتارهاى اسلامى دارد ، ترديدى به‌خود راه نمىدهد . حال كه چنين استعداد و آمادگى براى ترجمه داريم و مانعى هم نمىبينيم كه به انديشه‌اى كه در محيطى مغاير با محيط ما پرورش‌يافته و در فضاى سنت‌هايى جز سنت‌هاى دينى و ملى ما شكل گرفته ، تصويرى مناسب يا دست كم تصويرى نه چندان بيگانه‌اى با خود دهيم ، بهتر آن نيست كه اين استعداد را تنها براى ترجمهء آن