تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
حال اگر نسخه‌هاى تكرارى و همسان وجود داشت ، ارزش آنها كم مىشود و وزنشان كاستى مىگيرد و وجود جماعت‌ها و خلق‌ها و امت‌ها ، كم بها مىشود . ما در اينجا در التقريب ، وجود ويژه و رسالت ويژهء خود را داريم و از اين بابت خداى را سپاسگزاريم . ما ارزش و قدر خود و اهميت فراخوان خود را مىدانيم ؛ ما به‌دور از هرگونه غرور و تكبرى اين‌را مىدانيم و مىدانيم كه مسلمانان امت واحدى هستند خدايشان يكى ، پيامبرشان يكى ، كتابشان يكى و اصولشان نيز يكى است و اينكه كار آنها با انباشت كينه‌ها و بدخواهىها و نشخواركردن دشمنىها ، سامان نمىگيرد . اينك جهان تاب تحمل آنچنان اختلاف‌هايى را كه باعث گسست پيوندهاى برادرى - كه خداوند با ريسمان ايمان آنها را تحكيم بخشيده است - ندارد . آنچه كه روزگارى در گذشته‌هاى دور پذيرفتنى و منطقى به نظر مىرسيد و مردم دربارهء آنها به مناظره و مناقشه و مخالفت و مشاجره مىپرداختند و وقت گرانبهاى خود را صرف آنها مىكردند و كوشش‌هاى زيادى در راه آن به‌كار مىبردند ، امروزه ديگر غذاى فكرى يا دينى كه بتوان در عصر دانش و اتم و فضا و سيارات ، كار مسلمانان را ساماندهى كرد ، به‌شمار نمىرود . اينك مسلمانان وظيفه دارند جدال‌هاى گذشته را به‌فراموشى سپارند و اختلاف‌ها و درگيرىهاى خود را به كنارى نهند و به زندگى نگاه تازه‌اى براساس اينكه برادر يكديگر و صاحبان رسالت هدفمند و راهبرى آگاه و روشنى هستند ، داشته باشند . فراخوان تقريب اين است ؛ نسخه‌اى مشابه نسخه‌هاى ديگر يا نسخه‌اى كه ما را از نسخه‌هاى ديگر بىنياز سازد نيست ؛ داراى وجودى حقيقى ، يگانه و ذاتى است و اگر وجود هم نداشت مسلمانان سرانجام آن‌را به‌وجود مىآوردند . بقا و جهاد و اهتزاز پرچم آن و پژواك صداى آن و درگيرى مغزها و عقل‌ها با آن ، متضمن همه گونه خير و بركت و نيكى براى مسلمانان است .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 222 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي