رياست كنفرانس نبود ، اوضاع رو به وخامت مىرفت و فرجام ناخوشايندى پيدا مىكرد ! !
و سرانجام چه شد ؟
آنگاه به اجماع ، همهء مسائل اختلافى مطرح شده در كنفرانس را به جماعة التقريب بين المذاهب الاسلاميه در قاهره تحويل دادند تا به آن رسيدگى شود . اينك نيز اين مسائل در برابر ما و در شمار برنامههاى ماست .
ايناست تجربياتى كه متأسفانه حوادث گذشته آنها را بر ما تحميل كرد و عشق ما به امت خود و اخلاصى كه براى وحدت خويش داريم ما را بر آن داشت تا آنها را تقديم برادرانى كنيم كه با اخلاص تمام سعى دارند به وحدت اسلامى برسند ؛ اينك بايد با صراحت تمام يادآور شويم كه : هر فراخوانى براى وحدت حتماً بايد مقدماتش فراهم آيد و هر كنفرانسى كه قرار است موفقيتى داشته باشد حتماً بايد كشورهاى مختلف اسلامى و ديدگاههاى مطرح در بخشهاى مختلف آنرا مورد بررسى و مطالعه قرار دهد و ايدهء درستى به هريك از اعضاى خود درمورد مذاهب ديگران ارائه كند و به قلم بهدستان هشدار دهد كه حد خود نگاه دارند ، به كسى حمله نكنند ، نبش قبر گذشته نكنند ، مسائل اختلافى را كه مىتواند همهء رشتههاى مصلحان را پنبه كند ، برنينگيزند .
اينك و با آنچه بيان كرديم ، چندان دشوار نيست كه بفهميم كسانى كه ايدهء كنفرانسهاى اسلامى را مىپذيرند و كسانى كه چنين كنفرانسهايى در كشورهايشان برگزار مىشود ، مسئوليتهاى سنگينى بر دوش دارند كه پيشاپيش آن ، گشودن چشماندازهاى جديدى براى انديشهء اسلامى است كه ثمرات آن نيز بسى مفيدتر و بهتر از نبش قبر گذشتههاى دور و انگيزش كينهها و دشمنىها براى مسلمانان است ؛ آنها مىتوانند قدرتمند و برخوردار از افق ديد بسيارگستردهترى از تعصبهاى فرقهاى نفرتانگيزى باشند كه گاه در برخى كشورها به عنوان معيار و ملاكى براى تمايز كفر و ايمان تلقى مىشود ، حال آنكه در گذشتههاى دور چنين نبوده است . فرقهگرايىهايى
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢١٧